
پيغام مدير :
حال : دست بر سر نهاده به تمام قد ايستاده و پاره تن امير المومنان سلام الله عليه را خطاب قرار داده عرض مي نمايم السلام عليك يا منتقم آل محمد(ص)

--------------------
كد لينك ما :
فرهنگ احادیث فاطمی
تقویم شیعه
رواق های حرم حضرت عباس(ع)
منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد
عکسهای کربلا و نجف
با شهیدان شهرمان
وقایع تاریخی
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
نام قالب: فاطميون
طراح گرافيكي: محسن احمدي
كدنويسي: مجيد شفيعي
تاريخ ساخت: 12/4/1387
تلفن : 09139915319
كاري از : گروه طراحي سايت سيگنال و ايران گرافيك
قسمت سیزدهم ( رواق های حرم حضرت عباس(ع) )
به خاك سپرده شدگان حرم حضرت ابوالفضل العباس(ع)
سيدعبدالرزاق مقرم در كتاب خود (قمر بني هاشم) به بررسي دفن شدگان حرم حضرت عباس(ع) پرداخته، در اين باره مي گويد: از جمله اين بزرگان ميتوان از كساني ياد كرد كه علامه آقا بزرگ در كتاب الذريعه الي تصانيف الشيعه، (ج2، ص 199) نامبرده است. آنجا كه ميگويد:
(حاج سيد محمد بن محسن زنجاني به سال 1355 هجري در زنجان درگذشت و پيكر او را بنابر وصيتش، براي خاكسپاري به حرم حضرت عباس(ع) آوردند.
همچنين در اين كتاب (ج 2، ص 323) آمده است: شيخ علي بن زين العابدين بارجيني يزدي حائري، صاحب كتاب الزام الناصب من احوال الغائب در حرم حضرت عباس(ع) به خاك سپرده شده است.
علامه شيخ علي اكبر يزدي بفروئي از شاگرثان برجسته اردكاني در فراخنايي كه در مقابل حرم است، به خام سپرده شده است.
سيد كاظم بهبهاني از شاگردان آيت الله سيد هاشم قزويني در حرم ابوالفضل(ع) مدفون است. علامه سيد عبدالله كشميري از شاگردان اردكاني، در چهارمين حجره از سمت گوشه جنوب شرقي صحن دفت شده است.
شيخ ملاعلي يزدي مشهور به سيبويه و برادرش علاعباس اخفش كه هر دو در تدريس جايگاهي در خود داشتهاند، در حجرهاي اختصاصي، در جوار باب صاحبالزمان به خاك سپرده شدهاند.
شيخ كاظم الهر، داراي مراتبي از علم و ادب و شاگرد شيخ صادق فرزند علامه شيخ خلف در آ خرين حجره شمال شرقي صحن به خاك سپرده شده است.
گفتني است بخش قابل توجهي از ديوارهاي صحن، با آيات قرآن كريم تزيين يافته، از آن جمله ميتوان از سوره دهر و سوره عمّ نام برد. همچنين سيد ابراهيم نقاش بر اين ديوارها رنگهايي روشن به گونهاي بديع در هم آميخته است كه كمتر هنرمندي ميتواند همانندي براي آن بيافريند.
عصر جمعه ( )
عصر یک جمعه دلگیر،
دلم گفت بگویم،
بنویسم،
که چرا عشق به انسان نرسیدست؟
چرا آب به گلدان نرسیدست؟
و هنوزم که هنور است،
غم عشق به پایان نرسیدست،
بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست؟
و چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیدست؟
عصر این جمعه ی دلگیر،
وجود تو کنار هر دل بیدل،
آشفته شود حس ،
تو کجایی گل نر گس؟
حدیث ( )
قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم :
من حفظ عني من امتي اربعين حديثا" في امر دينه يريد به وجه الله و الدارالآخره بعثه الله يوم القيامه فقيها" عالما" .
هر که از امت من چهل حديث از من در امر دين خود حفظ کند و مقصودش رضاي خدا و سراي آخرت باشد ، خداوند او را در روز قيامت فقيهي دانشمند مبعوث گرداند.
مراسم جشن ( )
مراسم جشن شام میلاد آقا امام زمان(عج) همراه با گلریزان ضریح مقدس امامزاده محمدصالح(ع)
کاروان شادی همراه با ذکر صلوات و مولودی خوانی
مسیر حرکت: از مسجد حضرت ابوالفضل(ع) واقع در بلوار شهید بهشتی تا امام زاده محمدصالح(ع) انار
زمان : یکشنبه 27/5/87 بعد از نماز مغرب و عشاء
میلاد آقا امام زمان(عج) مبارک ( )
حدیث ( )
· ايمان و يقين
شخصي از امام حسين(ع) پرسيد: فاصله ميان ايمان و يقين چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت.
گفت: چگونه؟ فرمود: ايمان آن است که آن را مي شنويم و يقين آن است که آن را مي بينيم و فاصله بين گوش و چشم چهار انگشت است.
پرسيد: ميان آسمان و زمين چقدر است؟ فرمود: يک دعاي مستجاب.
پرسيد : ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ي سير يک روز آفتاب.
پرسيد: عزت آدمي در چيست؟ فرمود: بي نيازيش از مردم.
پرسيد: زشت ترين چيزها چيست؟ فرمود: در پيران هرزگي و بيعاري است، در قدرتمندان،درنده خويي، در شريفان، دروغگويي، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.
میلاد حضرت علی اکبر(ع) ( )
در روز ۱۱ شعبان حضرت علي اکبر (ع) فرزند بزرگ امام حسين (ع) در سال 33 قمری در مدينه دیده به جهان گشودند. مادر بزرگوار ايشان ليلا دختر ابى مره مي باشد. وي زمانى چند در خانه امام حسين عليه السلام به سر برد و روزگارى در زير سايه حسين (ع) بزیست. ليلا براى امام حسين (ع) پسرى آورد، رشيد، دلير، زيبا، شبيه ترين كس به رسول خدا صلى الله عليه و آله رويش روى رسول، خويش خوي رسول، گفت و گويش، گفت و گوى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ هر كسى كه آرزوى ديدار رسول خدا را داشت بر چهره پسر ليلا مى نگريست، تا آنجا که پدر بزرگوارش مي فرمايد:
«هرگاه مشتاق ديدار پيامبر مى شديم به چهره او مى نگريستيم»؛ به همين جهت روز عاشورا وقتى اذن ميدان طلبيد و عازم جبهه پيكار شد، امام حسين (ع) چهره به آسمان گرفت و گفت:«اللّهم اشهد على هؤلاء القوم فقد برز اليهم غلام اشبه الناس برسولك محمد خلقا و خلقا و منطقا و كنا اذا اشتقنا الى رؤية نبيك نظرنا اليه...».
حضرت علي اکبر در كربلا حدود 25 سال داشت. برخي راويان سن ايشان را 18 و برخی 20 سال نیز گفته اند. او اولين شهيد عاشورا از بنى هاشم بود. شجاعت و دلاورى حضرت على اكبر (ع) و رزم آورى و بصيرت دينى و سياسى او، در سفر كربلا بويژه در روز عاشورا تجلى كرد. سخنان و فداكاريهايش دليل آن است. وقتى امام حسين (ع) از منزلگاه «قصر بنى مقاتل» گذشت، روى اسب چشمان او را خوابى ربود و پس از بيدارى «انا لله و انا اليه راجعون» گفت و سه بار اين جمله و حمد الهى را تكرار كرد. حضرت على اكبر (ع) وقتى سبب اين حمد و استرجاع را پرسيد، حضرت فرمود: در خواب ديدم سوارى می گويد اين كاروان به سوى مرگ می رود. پرسيد: مگر ما بر حق نيستيم؟ فرمود: چرا. پس گفت: «فاننا اذن لا نبالى ان نموت محقين» پس باكى از مرگ در راه حق نداريم!
میلاد حضرت علی اکبر(ع) ( )


میلاد با سعادت حضرت علی اکبر(ع) بر همه شیعیان مبارک
قسمت دوازدهم ( رواق های حرم حضرت عباس(ع) )
صحن داراي چهار ضلع است و در هر يك از اين ضلعها حجرههاي كوچكي است كه شمار آنها به 75 مورد مي رسد. در جلو هر حجره نيز ايواني كوچك وجود دارد. در ميانه هر ضلع از سمت بيروني ايواني است بزرگ و به ارتفاعي افزون بر دو طبقه از طبقههايي كه حجرهها در آنها جاي گرفتهاند. اين ايوانها داراي نقش و نگارهايي از گل و بوته، اشكال هندسي و آيات قرآن كريم است و در پايين برخي از آنها عبارت: (حرّره محمد حسين بن محمد ابراهيم، سنة 1304 هجري قمري)، (اين را محمد حسين بن محمد ابراهيم به سال 1304 هجري قمري تحرير كرد به چشم مي خورد).
ضلع شمالي: در اين ضلع چند مقبره واقع است: مقبره آن نصرالله، مقبره آلخياط و مقبره آل طيف كه قبلا مكتبخانه مرحوم شيخ علي ابوكفانه (پدر شيخ جواد ابو كفانه خطاط و عبدالمهدي ابوكفانه شاعر) بوده است. پس از اين مقبرهها به ايوان بزرگي كه در اين ضلع است ميرسيم و پس از آن نيز به مقبره آل ضياءالدين، مقبره شيخ محسن ابوالحسب (خطيب كربلا و درگذشته به سال 1369 هجري قمري) و فرزندش دكتر ضياءالدين، مقبره آل تاجر، مقبره شيخ محمدعلي محمود كشوان و پس از آن به باب الامام موسي بن جعفر(ع) برميخوريم.
ضلع غربي: اين ضلع به ترتيب، آبخورگاه عمومي، مقبره سيدمحمد نقاش، مقبره نصرالله، سپس ايوان بزرگ تكيه درويشان كه امروز به (باب صاحب الزمان) نامور است، مقبره خطاط و شاعر عراق شيخ فليح حسون رحيم جشعمي، مقبره آل سيبويه، مقبره ديگري از آن آل نصرالله، باب الامام الحسين، مقبرهاي از آل ضياء الدين و سرانجام باب الامام الحسن(ع) را دربرگرفته است.
ضلع جنوبي: مقبره آل قزويني در اين ضلع است و دفتر توليت حرم حضرت عباس(ع) نيز در جوار آن است. اين دفتر حجره حجرهاي است كه مسئولان حرم و بزرگان در آنجا گرد ميآيند. پس از آن ايوان بزرگي است و در مدخل ايوان هم دو مقبره است: يكي مدفن سيدمحمدرضا اصفهاني باني صحن است و در مقابل آن نيز مقبره راجههاي هندي قرار دارد.
در سمت راست ايوان نخست به مقبره آل خيرالدين ميرسيم كه يكي از عالمان به نام سيدمحمدعلي خيرالدين و همچنين سيدمرتضي وهاب شاعر در آن به خاك سپرده شدهاند و پس از آن هم به گنجينه نفايس حرم ميرسيم.
ضلع شرقي: باب الامير (اميرالمؤمنين علي(ع) ) در اين ضلع است و پس از آن مقبرهاي كه سيد محمدسعيد و برادرش سيد محمدكاظم؛ از فرزندان سيد محمدحسن آل طعمه و همچنين سيد يوسف سيد احمد وهاب در آن به خاك سپرده شدهاند. پس از آن به ترتيب مقبرههاي آل نصرالله، آل طويل، خاندان تطوه، آل عواد و آل ماميشه قرار گرفتهاند.
مقبره اخير زماني مكتبخانه شيخ عبدالكريم كربلايي ملقب به ابومحفوظ بوده است ايوان بزرگ مشهور به ايوان علقمعي، پس از اين مقبرههاست. آنگاه به باب الفرات و پس از آن هم به مقبرههاي ماجد، آل عوج، علامه سيد علي قطب و آل معالي و سرانجام باب الامام علي الهادي(ع) ميرسيم.
نامه ای از امام حسین(ع) ( وقایع تاریخی )
یك سال "مروان بن حكم" كه از طرف معاویه حاكم مدینه بود، به وى نوشت:عمرو بن عثمان گزارش كرده است كه، گروهى از رجال و شخصیتهاى عراق و حجاز نزد حسین بن على (ع) رفت و آمد مىكنند» و اظهار كرده است كه، «اطمینان ندارد حسین قیام نكند.
مروان در نامه خود اضافه مىكرد كه: من در این باره تحقیق كردهام، طبق اطلاعات رسیده او فعلا قصد قیام و مخالفت ندارد، ولى اطمینان ندارم كه در آینده نیز چنین باشد، اینك نظر خود را در این باره بنویسید".
معاویه، پس از دریافت این گزارش، علاوه بر پاسخ نامه مروان، نامهاى نیز به این مضمون به حسین بن على(ع) نوشت:
«گزارش پارهاى از كارهاى تو به من رسیده است كه اگر صحت داشته باشد من آنها را شایسته تو نمىدانم. سوگند به خدا هر كس پیمان و معاهدهاى ببندد، باید به آن وفادار باشد و اگر این گزارش صحت نداشته باشد، تو سزاوارترین شخص براى چنین وضعى هستى. اینك مواظب خود باش و به عهد و پیمان خود وفا كن. اگر با من مخالفت كنى با مخالفت روبرو مىشوى و اگر بدى كنى بدى مىبینى، از ایجاد اختلاف میان امت بپرهیز...»
امام حسین (ع) در پاسخ او چنین نوشت:
"اما بعد، نامه تو به دستم رسید، نوشتهاى كه خبرهایى از من به گوش تو رسیده است كه به گمان تو هیچ وقت زیبنده من نبوده و تو آنها را در خور شأن من نمىدانستهاى! باید بگویم تنها خدا است كه انسان را به كارهاى نیك هدایت مىكند و توفیق اعمال خیر را به انسان مىدهد.
اما آنچه در باب من به گوش تو رسیده، یك مشت سخنان بى اساس است كه چاپلوسان و سخن چینان تفرقه انداز و دورغ پرداز، از پیش خود ساخته و پرداختهاند. این گمراهان بیدین دروغ گفتهاند من، نه تدارك جنگى بر ضد تو دیدهام و نه قصد خروج بر ضد تو داشتهام، ولى از اینكه بر ضد تو و بر ضد دوستان ستمگر و بى دین تو، كه حزب ستمگران و برادران شیطانند، قیام نكردهام از خدا مىترسم.
آیا تو قاتل «حجربن عدى» و یارانش نبودى؟ قاتل كسانى كه همه، از نمازگزاران و پرستندگان خداوند بودند؛ كسانى كه بدعتها را ناروا شمرده و با آن سخت مبارزه مىكردند، و كارشان امر به معروف ونهى از منكر بود. تو پس از آنكه به آنان امان دادى و سوگندهاى اكید یاد كردى كه به خاطر حوادث گذشته آزارشان نكنى، برخلاف امان و سوگند خود، آنان را ظالمانه كشتى، و با این كار، بر خدا گستاخى نموه، عهد و پیمان او را سبك شمردى.
آیا تو قاتل «عمرو بن حمق»، آن مسلمان پارسا كه از كثرت عبادت چهره و بدنش تكیده و فرسوده شده بود، نیستى كه پس از دادن امان و بستن پیمان -پیمانى كه اگر به آهوان بیابان مىدادى، از قلههاى كوهها پایین مىآمدند - او را كشتى؟!
آیا تو نبودى كه «زیاد» (پسر سمیه) را برادر خود خواندى و او را پسر ابوسفیان قلمداد كردى، در حالى كه پیامبر فرموده است: «نوزاد به پدر ملحق مىگردد و زناكار باید سنگسار گردد»؟!
اى كاش جریان به همین جا خاتمه مىیافت، اما چنین نبود، بلكه پسر سمیه را پس از برادر خواندگى، بر ملت مسلمان مسلط ساختى و او نیز با اتكا به قدرت تو مسلمانها را كشت، دستها و پاهایشان را قطع كرد، و بر شاخههاى نخل به دار آویخت! اى معاویه تو عرصه را چنان بر مسلمانان تنگ ساختى كه گویى تو از این امت، و این امت از تو نبودهاند!
آیا تو قاتل «حضرمى» نیستى كه جرم او این بود كه همین زیاد به تو اطلاع داد كه «وى پیرو دین على است»، در حالى كه دین على همان دین پسر عمویش پیامبر (ص) است و به نام همان دین است كه اكنون تو بر اریكه حكومت و قدرت تكیه زدهاى! و اگر این دین نبود، تو و پدرانت هنوز در جاهلیت به سر مىبردید و بزرگترین شرف و فضیلت شما، رنج و مشقت دو سفر زمستانى و تابستانى به یمن و شام بود، ولى خداوند در پرتو رهبرى ما خاندان، شما را زا این زندگى نكبت بار نجات بخشید.
اى معاویه! یكى از سخنان تو این بود كه در میان این امت ایجاد اختلاف و فتنه نكنم. من هیچ فتنهاى بزرگتر و مهمتر از حكومت تو بر این امت سراغ ندارم!
دیگر از سخنان تو این بود كه مواظب رفتار و دین خود، و امت محمد (ص) باشم. من (وقتى به وظیفه خود مىاندیشم و به دین خود و امت محمد (ص) نظر مىافكنم) وظیفهاى بزرگتر از این نمىدانم كه با تو بجنگم، و این جنگ، جهاد در راه خدا خواهد بود، و اگر (به خاطر یك رشته عذرها) از قیام بر ضد تو خوددارى كنم از خدا طلب آمرزش مىكنم (چون ممكن است آن عذرها در پیشگاه خدا پذیرفته نباشد) و از خدا مىخواهم مرا به آنچه موجب رضا و خشنودى اوست، ارشاد و هدایت كند.
اى معاویه! دیگر از سخنان تو این بود كه: اگر من به تو بدى كنم، با من بدى خواهى كرد و اگر با تو دشمنى كنم دشمنى خواهى نمود. باید بگویم: در این جهان نیكان و صالحان همواره با دشمنى بدكاران روبرو بودهاند، و من امیدوارم دشمنى تو زیانى به من نرساند و زیان بداندیشیهاى تو بیش از همه متوجه خودت گردد و اعمال تو را نابود سازد، پس هر قدر مىتوانى دشمنى كن!.
اى معاویه! از خدا بترس و بدان كه گناهان كوچك و بزرگت همه در پرونده خدایى ثبت شده است. این را نیز بدان كه خدا جنایات تو را كه به صرف ظن و گمان مردم را مىكشى، و به محض اتهام، آنان را به حكومت رساندهاى، هرگز به دست فراموشى نخواهد سپرد.
تو با این كار، خود را به هلاكت افكندى، دین خود را تباه ساختى، و حقوق ملت را پایمال كردى.
و السلام".
سیره پیشوایان؛
آیت الله جعفر سبحانی
خصايص زمين كربلا ( وقایع تاریخی )
كربلا سرزميني كه خون عزيزترين فرزندان آدم درآن به ناحق جاري شد، زميني كه تمام انبياء در آن گريسته و به حزن واندوه مبتلا شدند ، داراي خصوصيات خاص ومنحصر به فردي است كه ازجمله مي توان به خصايص ذيل اشاره نمود .
ازكعبه معظم ونجف اشرف هم افضل است .
اين زمين بيست چها رهزار سال قبل از كعبه خلق شده خداوند آنرا پاك وپاكيزه گردانيده اين زمين هميشه مبارك وپاكيزه بوده وخواهد بود وخداوند آنرا بهتراز زمينهاي بهشت قرارداده است وبهترين منازل ومساكن اوليا خدا درآن ميباشد .
برطبق روايات وارده اين زمين هم اكنون از زمينهاي بهشت است .
امام سجاد ( عليه السلام ) فرمودند :
چون زلزال قيامت برپا شود كربلا را بلند كنند واورا دربهترين جاي بهشت قراردهند كه نورآن دربهشت نمايان باشد ومانند ستاره اي درخشان وديدگان را بزند وآن زمين ميگويد منم آن زمين مباركي كه برداشتم جسد حضرت سيدالشهدا (عليه السلام ) وسيد شباب اهل بهشت را .
ثواب تسبيح كردن با دانه هايي كه ازآن ترتبت است ثوابي هفتاد برابر دارد و گرداندن دانه هاي آن برابر ثواب تسبيح خداوند است .
درآن خاك خاصيت شفا دهندگي قرار داده شده وشفاي هربيماري است
اگرآن خاك را درقبرمرده اي قرار دهند سبب امان ميت از عذاب ميباشد .
سجده برآن خاك مقدس حجابهاي هفتگانه را كه مانع رسيدن وصعود به سماوات است پاره ميكند .
گذاشتن آن خاك درمتاع تجارت سبب بركت وفزوني آن ميگردد .
هركس درآن زمين مقدس دفن شود بدون حساب وارد بهشت ميشود .
حورالعين و ملائك خودرا با آن تربت عظيم متبرك مي سازند .
در اين زمين مقدس پيش ازشهادت حضرت امام حسين ( عليه السلام ) دويست نبي ودويست وصي ودويست سبط كه همه شهيد شدند ، در آنجا دفن شدن .
بوئيدن اين خاك سبب ريختن اشك مي شود ، همانطور كه بيامبر و خود حضرت ابا عبدالله در آن هنگام كه آن خاك را بوئيدند اشك ريختند .
اين تربت به دست هر ملكي كه به زيارت حضرت رسول مشرف شد ، رسيده . و هر پيامبري كه به زيارت كربلا آمده است خود را بدان متبرك ساخته است. پس آنجا مقام و جايگاه همه انبيا است.
هبه فدک به حضرت فاطمه زهرا (س) ( وقایع تاریخی )
در سال چهارم ه.ق حضرت رسول اکرم (ص) فدک را به حضرت فاطمه زهرا (س) هبه کردند. « فدک »، سرزمین آباد و حاصلخیزى بود که در نزدیکى «خیبر» قرار داشت و فاصله آن با مدینه، در حدود یکصد و چهل کیلومتر بود که پس از دژهاى خیبر، نقطه اتکاء یهودیان حجاز به شمار مىرفت.
سپاه اسلام، پس از آنکه یهودیان را در «خیبر» و «وادى القرى» و «تیما» در هم شکست، خلأى را که در شمال مدینه احساس مىشد، با نیروى نظامى اسلام پر نمود و بدين وسيله به قدرتهاى یهودى در این سرزمین که براى اسلام و مسلمانان کانون خطر و تحریک بر ضد اسلام به شمار مىرفتند؛ پایان دادند. سرزمینهائى که در اسلام به وسیله جنگ و قدرت نظامى گرفته مىشود، متعلق به عموم مسلمانان است، و اداره آن به دست فرمانرواى اسلام مىباشد، ولى سرزمینى که بدون هجوم نظامى و اعزام نیرو به دست مسلمانان مىافتد، مربوط به شخص پیامبر و امام پس از وى مىباشد و اختیار این نوع سرزمینها با او است. مىتواند آن را ببخشد، مىتواند اجاره دهد. یکى از آن موارد اینست که از این املاک و اموال، نیازمندیهاى مشروع نزدیکان خود را به شکل آبرومندى برطرف سازد. «یوشع بن نون» که ریاست منطقه فدک را بر عهده داشت، صلح و تسلیم را بر نبرد ترجیح داد و تعهد کرد که نیمى از حاصل را هر سال در اختیار پیامبر اسلام بگذارد و از این پس، زیر لواى اسلام زندگى کند و بر ضد مسلمانان دست به توطئه نزند و در قبال آن حکومت اسلامی امنیت منطقه آنها را تامین نماید. پیامبر گرامی «فدک» را به دختر گرامى خود حضرت زهرا «س» بخشید. منظور از بخشیدن این ملک- چنانکه قرائن گواهى مىدهد-دو چیز بود:
:: زمامدارى مسلمانان پس از درگذشت پیامبر اسلام طبق تصریح مکرر پیامبر، با امیرمؤمنان بود و چنین مقام و منصبى به هزینه سنگینى نیاز دارد. على«ع» براى حفظ این مقام و منصب، مىتوانست از درآمد «فدک»، حداکثر استفاده را بنماید.
:: خاندان پیامبر (ص) که یگانه دختر وى و نور دیدگانش حضرت حسن (ص) و حضرت حسین(ع) بود باید پس از فوت پیامبر (ص)، به صورت آبرومندى زندگى کنند و حیثیت و شرف پیامبر (ص) محفوظ بماند. براى این هدف پیامبر (ص) «فدک» را به دختر خود بخشید.
محدثان و مفسران شیعه و گروهى از دانشمندان سنى مىنویسند: وقتى آیه «و آت ذا القربى حقه و المسکین و ابن السبیل» نازل گردید، پیامبر دختر خود فاطمه را خواست و فدک را به وى واگذار نمود. همه مفسران اعم از شیعه و سنى قبول دارند که این آیه، در حق نزدیکان و خویشاوندان پیامبر نازل گردیده و دختر وى روشنترین مصداق «ذى القربى» است.حتى در شام هنگامى که مرد شامى به على بن الحسین حضرت زین العابدین گفت: خود را معرفى نماى! آن حضرت براى شناساندن خود آیه یاد شده را تلاوت نمود، و این مطلب آنچنان در میان مسلمانان روشن بود که آن مرد شامى در حالى که سر خود را بعنوان تصدیق حرکت مىداد، به آن حضرت چنین عرض کرد: بخاطر نزدیکى و خویشاوندى خاصى که با حضرت رسول دارید، خدا به پیامبر خود دستور داده که حق شما را بپردازد. مامون، خلیفه عباسی (به هر علتى بود) خواست فدک را به فرزندان زهرا برگرداند، از این رو به یکى از محدثان معروف، «عبد الله بن موسى» نامه اى نوشت، و از او درخواست نمود که او را در این مساله راهنمائى کند. او حدیث بالا را که در حقیقت شان نزول آیه است به وى نوشت و مامون نیز فدک را به فرزندان حضرت فاطمه بازگردانید. خلیفه عباسى به فرماندار خود در مدینه نوشت، پیامبر اسلام دهکده «فدک» را به دختر خود فاطمه بخشیده و این یک مساله مسلمى است و میان فرزندان زهرا در این مساله اختلاف نیست.
منبع: فروغ ابدیت، جلد دوم، به قلم آیت الله جعفر سبحانى
حدیث ( )
امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند:
لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
(تحف العقول، ص448)
شهید صارمی ( )

شهيد صارمي از تبار حق جوياني بود كه براي نوشتن قصه مظلوميت ملتي در بند، به سرزميني پاي نهاد كه در آن به اشاره فتواي ملحدي مقدس نما، بر خوشههاي گيس سپيد پيران ميوه سرخ شهادت ميافشانند و دستان نحيف نوباوگان را با تيزابههاي توحش ميبرند و از كشته مردان مثله شده افغان، تل و پشته ميسازند.
روز خبرنگار ( )
17 مرداد ماه، سالروز شهادت "محمود صارمي" روزخبرنگار روز حق گویی و حق جویی و روز پاسداشت قلم بر همه فعالان عرصه خبر و اطلاع رسانی مبارک باد
وقایع دوران زندگی امام سجاد(ع) ( )
1. وفات شهربانو، مادر امام زین العابدین (ع) به هنگام تولد آن حضرت، در سال 38 هجرى.
2. شهادت امام على (ع) در دو سالگى و شهادت امام حسن مجتبى (ع) در سیزده سالگىِ امام زین العابدین (ع).
3. همراهىِ امام زین العابدین (ع) با پدرش، امام حسین (ع)، در عدم بیعت با یزیدبن معاویه و حركت اعتراضآمیز از مدینه به مكه، در رجب سال 60 هجرى.
4. همراهىِ امام سجاد (ع) با كاروان حسینى در حركت از مكه به كربلا، درذىحجه سال 60 هجرى.

لينك ثابت //***//