
پيغام مدير :
حال : دست بر سر نهاده به تمام قد ايستاده و پاره تن امير المومنان سلام الله عليه را خطاب قرار داده عرض مي نمايم السلام عليك يا منتقم آل محمد(ص)

--------------------
كد لينك ما :
فرهنگ احادیث فاطمی
تقویم شیعه
رواق های حرم حضرت عباس(ع)
منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد
عکسهای کربلا و نجف
با شهیدان شهرمان
وقایع تاریخی
نگرشی بر جایگاه زن
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
نام قالب: فاطميون
طراح گرافيكي: محسن احمدي
كدنويسي: مجيد شفيعي
تاريخ ساخت: 12/4/1387
تلفن : 09139915319
كاري از : گروه طراحي سايت سيگنال و ايران گرافيك
با ما باشيد با : تقويم شيعه ( تقویم شیعه )
29 جمادی الاولی
وفات محمدبن عثمان عَمری
وفات دومین نائب خاص امام عصر(عج)، جناب ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعید عمری(علیه الرحمه) در چنین روزی(مصادف با پنجشنبه 15 خرداد) واقع شده است.
غیبت شیخ طوسی، ص 364
رواق های حرم حضرت عباس(ع) - قسمت ششم ( رواق های حرم حضرت عباس(ع) )
در دوم؛ اين در نيز از نقره است كه به حرم گشوده ميشود و دو لنگه دارد.
بر لنگه نخست، چند بيت شعر از مرحوم سيدمحمد جمال هاشمي به چشم ميخورد. متن آن ابيات چنين است:
يا ابا الفضل انت للّه باب رفعت للسماء منك القباب
كعبة المومنين حجت اليها عاطفات فيها الولاء مذاب
ووفود الاملاك تهبط شوق المقام للّه فيها اقتراب
كم صلاة للّه نعرج فيه ودعاء في ظله يستجاب
انت باب الحسين دنيا و اخري فله منك جيئة و ذهاب
من يزره من غير بابك الغي حاجزا حوله يقوم حجاب
منك يجري علي الولاء ثواب بك ينفي عن الموالي عقاب
انت سر القبول في العمل المقبول لا ما اتت به الاتعاب
فتحت للجنان باسمك باب اشيعة الحق والوسيلة باب
صنعته باصفهان فامسي تحفة يحتفي بها الاعجاب
حملته اليك تطوي الفيافي بولاء تضج منه الشعاب
وتناهت بنصبه باحتفال فيه للدين نصرة و اكتساب
يا اباالفضل انّ بابك اسم يمن يحطّ حدّه و فيه الحساب
يا شهيد الايمان يومك فخر للهدي فيك تزدهي الاحقاب
1388 هجري
اي ابوالفضل تو باب خدايي كه آسمان به يمن تو گنبدي بلند افراشته است.
تو كعبه مومناني و دلها و عاطفههايي به اين كعبه حج گزاردهاند كه به ولا و سرسپردگي درآميختهاند،
فرشتگان گروه گروه و به شوق اين بارگاه فرود ميآيند و اين جا توان به بارگاه خداند تقرب يافته، چه بسيار نمازها كه از زير اين گنبد به آسمان فرستاده و چه بسيار دعاها كه در سايه اين سراي اجابت ميشود،
تو در اين سراي و آن سراي باب حسيني كه از رهگذر تو توان به او رسيد،
هر كس از غير طريق تو آهنگ زيارت او كند، پردهاي سنگين بر گرد خويش افكنده است،
از دست فيض تو به سرسپردگان پاداش دهند و به نام تو از بردگان اين كوي كيفر بردارند،
تو را از پذيرفته شدن هر كار پذيرفتهاي، نه آن كه راز اين پذيرش رهاورد سختي و تلاش باشد،
شيعيان كه طايفه حقند، براي اين بوستان به نام تو دري ساختهاند و البته اين در بهانه است،
آن را در اصفهان ساختهاند و ارمغان آورده اند، ارمغاني كه هزاران شگفت برانگيزد،
شيعيان اين در را از كوه و بيابان گذرانده و بدين جاي آورده اند، با عشق و لايي كه آوازه آن در كوه و دره پيچيده است،
نصب آن را با مجلسي به پايان رساندند و اين ياري دين و مايه به دست آوردن پاداش الهي شد،
اي ابوالفضل، در بارگاه تو پرآوازهترين دري است كه بر آن گناه با همه آن كه حسابي دارد فرو ريخته شود،
اي شهيد ايمان، آن روز پرافتخار پايداري تو مايه افتخار راه هدايت است و نسلها بر آن مباهات كنند.
در پايين اين شعر نيز عدد 1388 هجري قمري كه نشان دهنده سال ساخت اين در است ديده ميشود.
در ميان لنگه دوم دايره اي است و در آن چنين نوشته است: انا مدينة العلم و علي بابها العبد الجاني ابن شمس الدين محمد الاصفهاني محمد علي الحسيني الطباطبايي غفر ذنوبه 1259 هجري قمري.
من شهر دانشم و علي آن را دروازه است. بنده گنهكار فرزند شمسالدين محمد اصفهاني محمد علي حسن طباطبايي كه خداي از گناه او درگذرد، 1259 هجري قمري.
در سمت غرب اين ايوان، دري كوچك مشرف به كشيكخانه وجود دارد و بر لوحهايي مسين كه بر اين در نصب شده بيت زير نوشته است:
بذلت يا عباس نفسا نفيسة لنصر حسين عز بالجد من مثل
اي عباس، تو جاني گرانبها براي ياري حسين فدا كردي و اين چه ناياب مثلي براي فداكاري است.
به سال 1355 هجري قمري (1936 م) سيد محمد حسن آل ضياءالدين توليت حرم عباس(ع) دري يگر از جنس نقره براي حرم حضرت ساخت. شيخ محمد حسن ابوالحب أبيات زير را در اين باره سروده است:
شيدت يا ابن المرتضي باب علا بها البرايا قد لوت رقابها
فقف عليها خاضعا مسلما ملتثما من ادب اعتبها
الا تري الاملاك فيها احدقت اضحت علي ابوابه حجابها
باب ابي الفضل سليل حيدر من فاق ابناء العلي انجهابها
اي پسر مرتضي، تو دري از درهاي عظمت و سربلندي ساختي كه بندگان همه بر آستانهاش سر فرود آورده اند.
پس تو اي زاير، بر ين در بايست، سلام ده و آستانه از روي ادب ببوس.
آيا نمي بيني كه فرشتگان بر اين بارگاه حلقه زده اند و درباناني اين جا ايستادهاند؟
اين باب ابوالفضل فرزند حيدر است؛ كسي كه فرزندانش بر همه مهتران برتري دارند.
سيد محمد بن سيد حسن حلي هم در اين باره شعري گفته و در اين شعر ماده تاريخي به حساب جمل آورده است:
اقول لمن رام باب الرجا و رام لري الحشا موردا
الا اقصد ابا الفضل فهو المراد لكل كئيب غدا مقصدا
وفيه و منه بلوغ المني و في حرم القبر تلقي الندا
و من رام اذ ارخوا قصده فبابا ابي الفضل قد جددا
( )
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دفاع تا رهایی و سلامت امام (ع)
آنگاه که سلمان فارسی از یگانه دخت پیامبر(ص) خواست تا دست از نفرین و ناله ، بردارد و به خانه بر گردد، فرمود:
قالت: وَیلَهُم یا سلمانُ ! یریدونَ اَن یُوتِمُوا وَلَدَیَّ الحسنینِ فَوَاللهِ یا سلمانُ! لا أُدخلی عن بابِ المسجِدِ حَتّی أََری اِبنَ عَمّی سالماً بِعَینی
(وای بر آنان ای سلمان! آنها می خواهند دو فرزند من حسن و حسین(ع) را یتیم و بی سرپرست نمایند، ای سلمان! سوگند به خدا از درب مسجد مدینه پا بیرون نمی گذارم تا آن که پسر عموی خود را با چشمان خودم، (رها شده) و سالم مشاهده نمایم. )
و پس از لحظاتی چند که در میان سکوت و اندوه و شگفتی حاضران ، مهاجمین دست از امام کشیدند و امام علی(ع) تنها و مظلوم از مسجد مدینه بیرون آمده راه خانه را در پیش گرفت، حضرت زهرا(علیها السلام) به شوهر معصوم خود نگریسته و فرمود:
قالت: روحی لِروحکَ الفداء، و نَفسی لِنفسکَ الوقاءِ یا اَبالحسن! اِن کٌنتَ فی خیرٍ کُنتُ مَعَکَ وَ اِن کُنتَ فی شَرٍّ کُنتُ مَعَکَ.
(علی جان، جانم فدای جان تو، و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، یا ابالحسن!
همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکی بسر می بری با تو خواهم زیست و با اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی ، باز هم با تو خواهم بود)
با ما باشيد با : تقويم شيعه ( تقویم شیعه )
وفات جناب عبدالمطلب(ع)
در هشتمین سال ولادت پیامبر(ص) 27 جمادی الاولی(مصادف با سیزدهم خردادماه ) حضرت عبدالمطلب از دنیا رفت . لازم است که بنا بر سفارش علامه مجلسی در مرآه العقول ، 8 سال و 2 ماه و 10 روز از سن مبارک رسول الله گذشته بود که عبدالمطلب(ع) از دنیا رفت. اگر سال قمری روز رحلت 27 جمادی الاولی است و اگر مراد شمسی باشد تقریباً 27 شعبان می شود. قول دیگر در رحلت آن حضرت روز دهم ربیع الاول است.
شهرستان انار ( )
بسم الله الرحمن الرحيم
یکی از شهرهاي تاريخي استان كرمان كه قدمت آن بر اساس آثار باستاني موجود به قبل از دوره اسلام مي رسد.
نام اول آن شهر ابان aban بوده كه اكثر جغرافيدانان قرون سوم و چهارم هجري , اين شهر را با همين نام در كتب خود ذكر كرده اند كه در اين زمينه در كتاب سرزمينهاي خلافت شرقي تاليف لستريج صفحه 307 (ترجمه محمود عرفان ) چنين ذكر شده است :
در 75 مايلي شهرستان يزد نيمه راه يزد شهربابك , شهر انار قرار گرفته است كه در جهت خاوري 60 مايل تا بهرام آباد (رفسنجان امروزي ) فاصله دارد .اكنون انار و بهرام آباد از توابع ايالت كرمان هستند . ولي اين ولايت در قرون وسطي از توابع فارس بوده است و آن را ولايت روذان (rozan ) مي ناميدند .
سه شهر مهم ولايت عبارت بودند از :
1ـ ابان ABAN
۲ـ اذكان (AZAKAN )محل آن نامشخص است
3ـ اناس (ONAS ) كه حوالي بهرام آباد (رفسنجان فعلي ) مي باشد .
نام انار بيشتر از عهد صفوي رايج شد در اكثر كتب تاريخي مثل المسالك و الممالك ـ احسن النفاسيم في معرفت اقاليم ذكر شده و در مورد چگونگي تبديل ابان به انار در كتب تاريخي مطالبي وجود ندارد .
مردم انار خود را از چند طايفه مي دانند
1ـ بومي يا فارسی
2ـ طايفه عرب
3ـ طايفه جديدي
4ـ طايفه سادات.
![]()
انار از لحاظ تقسيمات كشوري يكي از شهرستانهای استان کرمان مي باشد كه با وسعتي بيش از 3100 كيلومتر مربع در شمال اين شهر واقع شده است . اين بخش از شمال به استان يزد(شهرستان مهريز) , از غرب به شهرستان شهربابك از شرق به بخش نوق از توابع رفسنجان و از جنوب به بخش كشكوئيه محدود مي شود مركز اين بخش شهر انار مي باشد .
كه در 30 درجه و 53 دقيقه عرض شمالي و 55 و 18 دقيقه طول شرقي واقع شده است . اين شهر در بين جاده يزد ـ رفسنجان و بر سر دوراه تهران ـ بندر عباس و تهران ـ كرمان قرار گرفته و به علت همين وضعيت از موقع نسبي ويژه اي برخوردار است . فاصله اين شهر تا مركز استان(شهر كرمان) 210 كيلومتر و تا مركز شهرستان رفسنجان 90 كيلومتر مي باشد .
جمعيت كل بخش انار نزديك به 45000 نفر مي باشد كه از اين تعداد 15000 نفر در شهر انار و بقيه در 66 روستا تابعه حسين آباد و دهستان بياض زندگي مي كنند . 20 روستا داراي شوراي اسلامي مي باشند كه عبارتند از : لطف آباد, محمد آباد ساقي , بهشت آباد , گيتي آباد , حجت آباد , شاهم آباد , بياض , گلشن , گلستان , اسدآباد , مهر آباد , نصرت آباد , صفائيه , عباس آباد , علي آباد , قربان آباد , احمد آباد , ده رئيس و جمشيد آباد.
برگرفته از سایتhttp://anartour.persianblog.ir/
منتظران مهدی فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند) بدانید ( منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد )
تکلیف اول
از مهمترین و واجب ترین تکالیف مردم نسبت به امام زمان(عج)تحصیل معرفت و شناخت به آن حضرت است که ادله عقلیه و نقلیه بر آن دلالت دارد.
رسول خدا(ص) فرموده است:
«من ماتَ وَ لَم یعرِف امامَ زمانِهِ ماتَ مِیته جاهلیه»
«هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است{بدون دین مرده است}»
بحارالانوار جلد 53 ص 175 باب 31 ح 7
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دفاع از امام(ع) در مسجد آنگاه که امام(ع) را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا(س) وارد مسجد شد و فرمود: فَقالت: خَلُّوا عَن اِبنِ عَمّس فَوَالَّذی بَعَثَ مُحمداً بالحقِّ لَئِن لَم تُخلُّوا عَنهُ لَأنشِرنَّ شَعری وَ لَأَضَعَنَّ قَمیصَ رسولِ الله عَلی رَأسی و َلَأَصرُخَنَّ ألی الله تَبارک َ وَ تَعالی فَما ناقه صالحٍ بِأکرَمَ عَلَی اللهٍ مِنّی وَلا الفَصیلُ بِأَکرمَ عَلَی اللهِ مِن وُلدی قیمتش زیادتر نبود) (رها کنید پسر عموی مرا؛ قسم به آن خدایی که محمد (ص) را به حق برانگیخت . اگر از علی دست بر ندارید، گیسوان خود را پریشان کرده و پیراهن رسول خدا(ص) را بر سر افکنده و در برابر خدا فریاد خواهم زد، یقین بدانید که ناقه صالح ، در نزد خدا از من گرامی تر و بچه آن ناقه نیز از فرزندان من قدر و قیمتش زیادتر نبود... دفاع از جان امام پس از بردن امام(ع) به مسجد، در آن ازدحام جمعیت، عمر با شمشیر برهنه تهدید کرد که:اگر با ابوبکر بیعت نکنی گردنت را می زنم . در این هنگام حضرت زهرا(علیها السلام) خطاب به ابوبکر فرمود: قالت: یا ابابکر أَتریدُ أَن تُرمِّلنی مِن زَوجی؟ وَ اللهِ لَئن لَم تَکُفَّ عَن لَأنشرَنَّ شَعری وَلَاُشُقَّنَّ جَیبی وَلآتِینَّ قَبرَ أََبی (ای ابوبکر! آیا می خواهی شوهرم را از دستم بگیری؟ سوگند به خدا اگر دست از او بر نداری ، موی سرم را پریشان می کنم و گریبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول خدا می روم) سپس دست امام حسن و حسین(ع) را گرفت تا در کنار قبر پیامبر(ص) با نفرین تهدید خود را تحقق بخشد. امام علی(ع) به سلمان فرمود: «سلمان فاطمه را دریاب ، گوئی دو طرف مدینه را می نگرم که به لرزه درآمد، سوگند به خدا اگر فاطمه(س) موی خود را پریشان کند و گریبان خود را چاک نماید و در کنار قبر پیامبر(ص)نفرین و ناله سر دهد، دیگر مهلتی برای مردم مدینه باقی نمی ماند، و زمین همه آنها را در کام مرگبار خود فرو می برد » سلمان شتابان خدمت زهرا(س) رسید و گفت: (ای دختر محمد(ص)! خداوند پدرت را مایه رحمت جهانیان قرار داده است، خواهش می کنم به خانه برگرد و نفرین در حق مردم نادان مکن.) حضرت فاطمه(س) پاسخ داد: فقالت : یا سلمانُ! یُریدونَ قَتلَ علیٍّ وَما عَلی عَلیٍّ صَبرٌ فَدَعنی حَتّی آتیَ قَبرَ أَبی فَانشِرنَّ شعری، وَ أَشُقَّ جیبی وَ أَصیحَ اِلی رَبّی (ای سلمان! آنها قصد جان علی(ع) را دارند، و من در شهادت علی(ع) نمی توانم صبر کنم ، صبرم تمام شده ، مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم، موهایم را پریشان نمایم، گریبان چاک دهم و به درگاه خدا ناله سر دهم.) سلمان فارسی که فاطمه(س) را برای ناله و نفرین مصمّم یافت، گفت: امام علی(ع) مرا فرستاد و فرمود که به شما بگویم: (فاطمه بخانه بازگردید و از ناله و نفرین خودداری کنید) وقتی حضرت زهرا(س) پیام امام را شنید فرمود: قالت: اذاً اَرجِعَ واَصبِرَ واَسمَعَ لَهُ واُطیعَ (حال (که شوهرم و امام من ، فرمان داده است که به خانه بازگردم،) می روم و صبر می کنم و سخن آن بزرگوار را می پذیرم و از او اطاعت می کنم.) کتاب عوالم جلد 11، ص 211
منتظران مهدی فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند) بدانید ( منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد )
«فاتَّقوا اللهَ وَ سَلِّموا لنا وَ رُدُّوا الامرَ اِلینا»
تقوای خدا پیشه کنید و تسلیم ما باشید و کار را به ما واگذارید.
غیبت(طوسی) ص 285، بحارالانوار جلد 53 ص 179 باب 31 ح 9
رواق های حرم حضرت عباس(ع) - قسمت پنجم ( رواق های حرم حضرت عباس(ع) )
ايوان طلا ايواني است وسيع كه در جلوي گنبدخانه حرم و مشرف بر صحن شريف است و 320 متر مربع مساحت دارد. از آجرهاي مسي رنگ و طلاكاري شده در نماي آن استفاده شده است. بر پيشاني ايوان قطعهاي مستطيل شكل ديده مي شود كه چند بيت به زبان تركي و با خطي زيبا بر آن نوشته است. يكي از بيت ها اين است:
يازدي خلوصي برله تاريخ كلك فيض ايتدي بوبار گاهي سلطان حميد تجديد
اين بيت گوياي آن است كه ايوان در دوره حكومت سلطان عبدالحميدعثماني تجديد بنا شده است. در كتاب مدينة الحسين آمده است:
ديوار جلويي ايوان، از كف تا ارتفاع دو متر، با سنگهاي مسي رنگ و طلاكاري شده تزيين يافته و آن گونه كه از نوشتههاي چپ و راست پيشاني ايوان و مجاور در مياني حرم پيداست، در سال 1309 هجري قمري احترام الدوله همسر ناصرالدين شاه به طلاكاري ايوان اقدام كرده و پس از او آصف محمد علي شاه لكنهوي به پوشش طلاي قسمت هاي باقيمانده جلو ايوان پرداخته است. مساحت ايوان نزديك به مساحت ايوان حرم امام حسين(ع) است و در زير اين ايوان در قسمت مياني دري مسي گشوده ميشود كه سه متر طول و دو متر عرض دارد و بر آن اين عبارت نوشته است:
(رجب علي الصائغ ابن المرحوم فتح الله الشوشتري عام 1355 ه.ق صاغها النقاش محمد حسن ابن المرحوم الشيخ موسي كتبها محمدجواد الخطاط). ظاهرا همين شخص دو در نقرهاي ديگر نيز ساخته كه در جلوي ايوان و در دو ضلع شرقي و غربي آن به سمت داخل گشوده ميشود).
بر ايوان طلا و درهايي كه از آن يا از مجاورت آن گشوده ميشود، شش كفشداري وجود دارد كه سه تاي آنها درچپ ايوان قرار گرفته است: اولين كفشداري از آن ورثه سيد سليمان سيد جعفر سيد مصطفي آل طعمه و در اجاره شيخ حسين معله نجفي است.
دومين كفشداري از آن ورثه برخي از افراد آل لطيف آل قنديل و آل صخني و فعلا در دست عبدالحسين، جعفر و حاج صادق فرزندان محمد علي بن مرزة بن محمد كشوان است و سومين كفشداري ديگر هم كه در سمت شرق ايوان قرار گرفته همه از آن ورثه سيد امين سيد مصطفي آل طعمه است. سيد محمد حسن آل ضياءالدين توليت حرم نيز دو كفشداري براي خود ايجاد كرده است يكي در شرق و ديگري درغرب ايوان.
از اين ايوان دو در گشوده ميشود كه يكي در وسط آن قرار گرفته است و به رواق راه دارد. در اول؛ اين در از جنس نقره است و ابيات زير از شاعر محمدعلي يعقوبي بر آن نقش بسته است:
لذ باعتاب مرقد قد تمنت ان تكون النجوم من حصباه
وانتشق من ثري ابي الفضل نشرا ليس يحكي الضلال نشر شذاه
غاب فيه من هاشم اي بدر فيه ليل الضلال يمحي دجاه
هو يوم الطوف ساقي العطاشي فاسق من فيض مقلتيك ثراه
واسل عنده البكاء ففيه قد اطال الحسين شجوا بكاه
لايضاهيه ذوالجناحين لما قطعت في شبا الحسام يداه
هوب باب الحسين ما خاب يوما وافد جاه لائذا بحماه
قام دون الهدي يناضل عنه و كفاه ذاك المقام كفاه
فاديا سبط احمد كابيه حيدر من فدي النبي اخاه
جدد (المرتضي) له باب قدس من لجين يغشي العيون سناه
انه باب حطة ليس يخشي كل هول مستمسك في عراه
قف به داعيا و فيه توسل فيه المرء يستجاب دعاه
به آستانه بارگاهي پناه جوي كه ستارگان آرزو كنندكاش ريگهاي زمين آن باشند.
خود را از بوي خوشي كه از آن جا از مضجع ابوالفضل ميوزد و هيچ بويي ديگر ان را همانندي نكند برخوردار كن، در اين خاك بدري از خاندان بني هاشم پنهان شده است، چه بدري كه همه سياهيها و ظلمتها را از ميان برد، او در روز عاشورا سقاي تشنگان بود تو نيز از سرشك ديدگانت خاك او را سيراب كن.
آن جا فراوان گريه كن كه حسين(ع) از اندوه او بسيار غمگين گشت و گريست.
آنگاه كه بر لبه شمشير دو دست او از تن جدا شد جعفر طيار نيز نتواند به رتبه او رسد و او را همانندي كند؛
او باب حسين است و آن كه به حرم و پناهگاه او پناه آورد، هيچگاه ناكام و نوميد نشد،
او به دفاع از امام هدايت برخاست، پيشاپيش او پيكار كرد و دو دستش سپر بلاي او ساخت،
او سبط احمد را فدا شد، آن سان كه پدرش علي فدايي برادر خود پيامبر خدا گشت (و به شب هجرت در بستر او خوابيد).
مرتضي براي او دري كه باب قدس است نوسازي كرد و با نقرهاي كه فروغش ديدگان را خيره كند آراست. اين در، باب آمرزش گناهان است كه با چنگ آويختن به حلقهاش هيچ بيمي نيست.
بر اين درگاه به دعا و توسل بايست كه در اين جا و به حرمت اين بارگاه، دعاي كسان مستجاب مي شود.
در وسط اين در كتيبه اي با عبارت: قال النبي صلي الله عليه و آله و سلم: انا مدينة العلم و علي بابها اين بيت شعر ديده مي شود:
نلت المني فقل به مؤرخا باب نجاة المذنبين جددا
بدين بارگاه به آرزوي خود رسيدي، آن را ماده تاريخ گوي: باب نجات گنهكاران نوسازي شده است.
گفتني است مصراع اخير باب نجاة المذنبين جددا به حساب ابجد نمايانگر عدد 1354 است كه سال ساخت او دو را نشان مي دهد.
( )
به محشر از فراز چرخ گردون
نــدا خيزد كه أين الفاطمــيون
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
محكوم نمودن مهاجمان امام صادق(ع) نقل مي فرمايد: وقتي مهاجمان به خانه اميرالمؤمنين علي(ع) يورش آوردند كه در خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهرا(س) پشت درب منزل رفته ،خطاب به عمر كه در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود: قالًت: وَيحَكَّ يا عُمَرُ ما هذِهِ الْجُرأَهُ عَلَي اللهِ وَ عَلَي رَسُولِهِ؟ تُريدُ اَنْ تَقْطَعَ نَسئَلَهُ مِنَ الدنيا وَ تُفنِيَهُ؟ وَ تُطْفِي ءَ نورَاللهِ؟ وَاللهُ مُتِمُّ نورِهِ (واي بر تو اي عمر! اين چه جرأت و جسارتي است كه نسبت به خدا و رسول خدا كرده اي، آيا مي خواهي نسل رسول خدا را نابود كني؟ و از ميان برداري؟آيا مي خواهي نور خدا را خاموش كني؟ خداوند نور خود را حفظ مي كند و تداوم مي بخشد) دفاع از اميرالمؤمنين الف) دفاع و يادآوري فضائل اهل بيت در آن هنگام غم آلود كه علي(ع) را با زور به طرف مسجد مي بردند، فاطمه (س) ميان جمعيت آمد و بين امام و آنها قرار گرفت،و فرمود: قالت: واللهِ لا أدعُكُم تَجُرُّونَ ابنَ عمّي ظُلماً ويلكُمْ ما أَََسرَعَ ما خُنتُم اللهَ وَ رَسولُهُ فينا اهلَ البيتِ وَ قَد أَوصاكُمْ رَسولُ الله(ص) بِاتِّباعِِنا وَ الَّتمَسُّكِ بنا فَقالَ اللهُ تَعالَي «قُل لا أَسئَلُكُم عَليهِ أجراً إِلّا الْمَوَدّهَ في القُربي» (سوگند به خدا ، نمي گذارم پسر عموي مرا ظالمانه به سوي مسجد بكشانيد. واي بر شما چه زود به خدا و رسولش خيانت كرديد . به خانواده او ستم نموديد،با اين كه رسول خدا پيروي از ما و دوستي با ما را به شما سفارش كرده و فرمود كه «در امور زندگي» از اهل بيت(ع) اطاعت نمايد، كه خداوند فرمود: به مردم بگو از شما پاداش رسالت نمي خواهم، جز آن كه با اهل بيت من دوستي نمائيد). ب) تهديد به نفرين كردن امام صادق(ع) نقل مي فرمايد: در آن لحظه كه امام علي(ع) را به سوي مسجد مي كشيدند، و هيچ كس در آن غربت و تنهايي دفاع نمي كرد،حضرت زهرا(س) خود را به امام رساند،و خطاب به عمر فرمود: قالت: اَما وَاللهِ يَابنَ الخطّاب : لَولا أَنِّي اَكرَهُ اَن يُصيبَ البَلاءُ مَنْ لا ذَنبَ لَهُ لَعَلِمتُ أَنّي سَأقسمُ عَلَي اللهِ ثُمَّ أَجدُهُ سَريعَالإجابَهِ (اي پسر خطاب !سوگند به خدا اگر كراهت نداشتم بيگناهان(مدينه) گرفتار بلاي الهي شوند، نفرين مي كردم و آنگاه مي فهميدي كه نفرين من خيلي زود تحقق مي پذيرد. )
( )
ای کاش فدک این همه اسرارنداشت
ای کاش مدینه درودیوارنداشت
فریاد دل محسن زهرا این است
ای کاش درسوخته مسمارنداشت
امامزاده محمدصالح(ع) انار ( )
السلام علیک یا امامزاده محمد صالح(ع)

منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند) بدانيد ( منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد )
فَليَعمَل كُلُّ امْرِءٍ مَنْكُم بِما يُقَرَّبُ بِه ِمِنْ مَحَبَّتِنا وَ يَتَجَنَّبُ ما يُدنيهٍ مِن كَراهَتِنا وَ سَخَطينا»
«بايد هر يك از شما،آنچه او را به محبت و دوستي ما نزديك مي دارد ، به جا آورد و از آنچه او را به كراهت و خشم ما نزديك مي نمايد، دوري كند.»
(بحارالانوار ج 53 ص 175 ح 7)
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
2.دفاع و افشا گري در برابر مهاجمان به منزل علي(ع) الف)افشا گري توطئه ها در آن هنگام كه عمر با گروهي به منزل علي(ع) يورش آوردند، و با تهديدهاي پياپي نتوانستند دَرِ خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش كشيدند، حضرت زهرا(س) براي دفاع از ولايت و حرمت حريم امامت در برابر ستوني از دود و شعله هاي آتش به پيش رفت و فرمود: قالت: يَابنَ الخطّابِ أَتراكَ مُحَرقاً عَلَيَّ بابي؟ أَجئْتَ لِتُحرقَ دارَنا؟ أَتحرقُ عليّاً وَ وُلدي؟ (اي پسر خطاب ! آيا تو را مي بينيم كه خانه ا را آتش مي زني؟ آيا آمده اي كه خانه ما را بسوزاني؟ آيا تو علي(ع) و فرزندان مرا به آتش مي كشي؟) پاسخ شنيد: (وَاللهِ لَنُخرجنَّكم الي البيعه اَوْ لَنُحرِّقَنَّكم ) سوگند به خدا يا شما را براي بيعت با ابوبكر بيرون مي آورم و يا همه شما را با خانه به آتش مي كشم حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود: يا عُمَرُ أَما تَتَّقي الله َ تَدخُلُعلي بَيـْتي؟ (اي عمر ! آيا از خدا نمي ترسي كه بي اجازه وارد خانه ام مي شوي؟) ب)شكوه ها با پدر اينجا بود كه حضرت زهرا(س) نگاه به قبر پدر كرد و فرمود: يا ابتاهُ يا رسول اللهِ ماذا لَقينا بَعدَكَ مِنِ ابنِ الخطّابِ وَابنِ أَبي قحافَهَ! يا ابابكر مَا أَسرَعَ ما أَغَرتُم عَلَي أَهلِ بيتِ رَسول اللهِ(ص) ؟وَاللهِ لا أُكَلُّمُ عُمَرَ حتّي ألْقَي الله: (واي اي پدر اي پيامبر خدا! چه مصيبت هايي كه از دست پسر خطاب و پسر أبي قحافه كشيديم! اي ابوبكر،چه زود كينه توزيهاي خود را بر اهل بيت رسول خدا(ص) ظاهر كرديد!! سوگند به خدا از اين لحظه ،تا روزي كه خدا را ملاقات مي كنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم كرد.)
رواق های حرم حضرت عباس(ع) - قسمت چهارم ( )
در دوم نيز از نقره و داراي دو لنگه است و اين ابيات از كربلايي سيدحسين علوي شاعر بر آن نقش بسته است:
فتبدي بالصبح مذ جدوده بعنان السماء منه الضياء
(حسن) الندب بالسدانة فيه نال فضلا عنت له الفضلاء
نصرالدين عن بصيرة امر صابرا للذي اراد القضاء
فعلي قبره الملائك طافت و اليه قد زارت الانبياء
وغدا باب قدسه للبرايا كهف امن به المني والرجاء
بطل نال في الطفوف مقاما عبطته بنيله الشهداء
قد حباء اللوا حسين افتخارا والي مثله يحث اللواء
نار موسي ام باب قدس تجلي لابي الفضل نوره ام ذكاه؟
ام غدا العلقمي طور التجلي و به الارض اشرقت و السماء؟
مذ حوي مرقدا لشبل علي من له الفضل ينتمي و العرء
آن هنگام كه اين را نوسازي كردند در صبحگاهان از آن نوري به آسمان برخاست.
حسن آن كه داوطلبانه توليت قبر او را عهدهدار شد افتخاري از آن خود كرد كه همه مفتخران در برابر آن سر فرود آوردند، او (عباس) ازسر آگاهي دين را ياري داد و در برابر خواست آنكه قضا و تقدير از آن اوست صبر كرد، پس برگرد قبر او،فرشتگان به طواف آمدند و قبر او را، پيامبران زيارت كردند، و آستانه بارگاه قدس او براي همه مردمان پناهگاه امني شد كه امان و آرزوي خود آنجا بيابند، او قهرماني است كه در كربلا به چنان جايگاهي دست يافت كه همه شهيدان ديگر بر آن حسرت بردند، حسن افتخار پرچمداري را به او داد و البته همانند او را اين پرچم سزاست، اينجا آتش مومي است يا باب قدسي است كه نور و روشني ابوالفضل(ع) در آن تجلي كرده است؟ يا آن كه نهر علمقي طور تجلي شده و آسمان از اين تجلي نوراني گشته است؟ از آن زمان كه مرقد، پسر علي را در برگرفت همان كه فضل و وفا را به او نسبت دهند.
در مورد ماده تاريخ نوسازي اين نيز دو بيت گفته شد است:
قد جددوا باب باب حمي للمبين بنوره اشرق للسائلين
مذ تمّ ارّخ مجملا قولنا باب الهدي والرشد العالمين
دري از درهاي اين حرم روشنگر و اين پناهگاه مردمان كه به نور خود بر گدايان اين در روشني بخشيده است نوسازي كردند، از آن هگام كه اين بنا به پايان رسيد، ماده تاريخي برايش بگذارد. چكيده سخن ما آن كه اين در براي همه جهانيان باب راهيابي و هدايت است.
شايان ذكر است كه عبارت (مجملا قولنا باب الهدي و الرشد في العالمين) در حساب ابجد با عدد 1219 برابري مي كند و اين سال را مي نماياند.
شايان ذكر است كه اين در مشرف بر كفشداريي است كه به واژه شيخ محمد كشوان تعلق دارد.
سومين در همان است كه در قسمت بالا سر قرار دارد و به جايي گشوده نميشود. چهارمين در سمت پايين پا، يعني در مشرق واقع است و به رواق گشوده مي شود. پنجمين در كه آن نيز به رواق گشوده ميشود داراي دو لنگه است؛ بر يك لنگه، اين ابيات نقش بسته است:
مررت بقبر للشهيد بكربلا ففار عليه من دموعي غزيرها
فمازلت ارثيه وابكي لرزئه ويسعد عيني دمعها و زفيرها
و لا برح الوفاد زوار قبره يفوح عليه مسكها و عبيرها
سلام عليك با اباالفضل كلما تمر شمالات النسيم و مورها
مولانا طاهر سيف الدين
بر قبر شهيدي در كربلا گذر كردم و اشك از ديدگانم فرو ريخت. همچنان او را را رثا مي گويم و بر مصيبت و اندوه او مي گريم و ديده ام نيز مرا به اشك و سينهام مرا به ناله همراهي ميكند، همچنان قاصدان كوي او به زيارت قبرش ميآيند و بوي مشك و عبير دراين مرقد ميپراكند.
اي ابوالفضل، سلام بر تو تا آن زمان كه نسيم پگاه و شامگاه بوزد.
وقف: سرمان سيفالدين طاهر، سال 1351 هجري قمري
بر لنگه ديگر نيز اين ابيات به چشم مي خورد:
عباس يا باب الحوائج للوري الفضل جاري منك للاطياب
تهديك افئدة الكرام بشوقهم بمقامك العالي لكسب ثواب
يقضي حوائج من يلوذ ببابه رب العلي و مسبب الاسباب
و يفوز زائره بنيل مرامه و له النعيم غدا يغير حساب
قصر البيان عن المديح لبابه طوبي لحجاب و حسن مآب
عباس اي باب الوائج مردمان واي كه فضل و نيكيات ب همه پاكان جاري است، دلهاي بزرگان شوق تو دارد و مقام بلند تو را براي رسيدن به پاداش الهي به پيشوايي ميگيرد، هر كس بر دو در او پناه آورد، خداوند آسمان سببساز هستي حاجت او را برآورده ميآورد.
هر كس او را زيارت كند به خواسته خويش ميرسد و كامياب ميگردد و در فرداي قيامت نيز او را نعمتي بيحساب خواهد بود، بيان از مديحهسرايي بر آستانه او كوتاه است خوشا كسي را كه پاسبان آن در است و اين خوش فرجامي است.
اما ششمين در نيز در ناحيه شمال حرم واقع است و همان اشعاري بر آن نقش بسته كه بر پنجمين در هست، با اين تفاوت كه در ميانه لنگه دوم اين كتيبه نيز ديده ميشود: (الباني محمد جعفر خلف المرحوم الحاج عبدالحميد التاجر الاصفهاني 1341 هجري كتبه علي بن الحسين الموسوي البهبهاني).
قصد جان علي داشت و زهرا فدا شد ( فرهنگ احادیث فاطمی )
قصد جان علي داشت و زهرا فدا شد دفاع و افشاگري در برابر مهاجمان به منزل امام علي (ع) الف)افشاگري توطئه ها در آن هنگام كه عمر با گروهي به منزل امام علي(ع) يورش آوردند و با تهديدهاي پياپي نتوانستند در خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش كشيدند ، حضرت زهرا (س) براي دفاع از ولايت و حرمتِ حريم امامت، در برابر ستوني از دود و شعله هاي آتش به پيش رفت و فرمود : قالَت: يابن الخطّابِ أتُراكَ مُحَرِّقاً عليَّ بابي؟ أَجئْتَ لِتُحرِقَ دارَنَا ؟ أَتُحرِقَ عَليّاً و وُلْدي ؟ (اي پسر خطاب! آيا تو را مي بينم كه خانه ام را آتش مي زني ؟ آيا آمده اي كه خانه ي ما را بسوزاني؟ آيا تو علي(ع) و فرزندان مرا به آتش مي كشي؟ ) پاسخ شنيد : (والله لَنُخْرِجَنَّكُم الي البَيعَه أَو لَنُحَرِّقَنَّكُم ) سوگند به خدا يا شما را براي بيعت با ابوبكر بيرون مي آورم و يا همه شما را با خانه به آتش مي كشم. حضرت زهرا(س) فرمود: يا عُمَرُ اما تَتَّقي اللهَ تَدخُلُ علي بَيتي؟ (اي عمر! آيا از خدا نمي ترسي؟ كه «بي اجازه» وارد خانه ام مي شوي؟ ) ب)شكوه ها به پدر اينجا بود كه حضرت زهرا(س) نگاه به قبر پدر كرد و فرمود : يا اَبَتاهُ يا رَسولَ اللِه ماذا لَقِينا بَعْدَكَ مِنِ ابْنِ الخطّابِ وَابنِ ابي قُحافَه ! يا ابابكر ما اَسْرَعَ ما اَغَرْتُم علي اَهلِ بَيْتِ رَسولِ اللهِ(ص)؟ وَاللهِ لا اُكَلِّمُ عُمَرَ حتي اَلْقَي اللهَ: (واي اي پدر اي پيامبر خدا ! چه مصيبت هايي كه از دست پسر خطاب و پسر ابي قحافه كشيديم! اي ابوبكر،چه زود كينه توزي هاي خود را بر اهل بيت رسول خدا(ص) ظاهر كرديد!! سوگند به خدا از اين لحظه، تا روزي كه خدا را ملاقات مي كنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم كرد! ) ج)محكوم نمودن مهاجمان امام صادق(ع) نقل مي فرمايد كه: وقتي مهاجمان به خانه امير المؤمنين علي(ع) يورش آوردند كه در خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهرا(س) پشت درب منزل رفته ، خطاب به عمر كه در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود: قالَت: وَيحَكَّ يا عُمَرُ ماهذه الجُرأَهُ عَلَي اللهِ وَ عَلَي رسولِهِ؟ تُريدُ اَن تَقْطَعَ نَسلَهُ مِنَ الدُّنيا وَ تُفنيَهُ ؟ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ. (واي بر تو اي عمر! اين چه جرأت و جسارتي است كه نسبت به خدا و رسول خدا كرده اي،آيا مي خواهي نسل رسول خدا را نابود كني؟ و از ميان برداري؟ آيا مي خواهي نور خدا را خاموش كني ؟ خداوند نور خود را حفظ مي كند و تداوم مي بخشد)
..: آخرين ارسال ها :..

لينك ثابت //***//