
پيغام مدير :
حال : دست بر سر نهاده به تمام قد ايستاده و پاره تن امير المومنان سلام الله عليه را خطاب قرار داده عرض مي نمايم السلام عليك يا منتقم آل محمد(ص)

--------------------
كد لينك ما :
فرهنگ احادیث فاطمی
تقویم شیعه
رواق های حرم حضرت عباس(ع)
منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد
عکسهای کربلا و نجف
با شهیدان شهرمان
وقایع تاریخی
نگرشی بر جایگاه زن
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
نام قالب: فاطميون
طراح گرافيكي: محسن احمدي
كدنويسي: مجيد شفيعي
تاريخ ساخت: 12/4/1387
تلفن : 09139915319
كاري از : گروه طراحي سايت سيگنال و ايران گرافيك
فرستادن غذا از طرف خداوند براى حضرت زهرا ( )
حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا آن چنان معزز بود كه بارها مورد عنايت خاص آسمانى قرار گرفته و موائد گوناگون از سوى پروردگار عالم نازل مىشد كه اينك به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
پيامبر عالى قدر اسلام به شدت گرسنه بود و ضعف و ناتوانى وى را از پاى درآورده بود، او براى پاره نانى به اتاقهاى هريك از زنانش مراجعه كرد، ولى آنان نيز طعامى نداشتند. سرانجام به خانهى دخترش فاطمه عليهاالسلام سركشيد، تا در آن خانهى اميد به مقصود رسد، ولى فاطمه عليهاالسلام و بچههايش گرسنه بودند و تكهنانى در آنجا نيز به دست نيامد.
هنوز چند دقيقه بيش نبود كه رسول گرامى اسلام منزل دخترش را ترك كرده بود كه مختصر طعامى از سوى يكى از همسايهها به آن بانو رسيد. فاطمه عليهاالسلام با خود گفت: سوگند به خدا، خود و فرزندانم گرسنه مىمانم، ولى اين تكه نان و گوشت را به پدرم مىخورانم، و لذا يكى از حسنين را به دنبال پدر فرستاد و او را دوباره به خانهاش دعوت كرد.
فاطمه اهدايى همسايه را كه دو تكه نان و مختصر گوشتى بود، در يك ظرف سرپوشيده قرار داده بود، چون پدرش دوباره به خانه او برگشت، سراغ طعام رفت و آن را در برابر ديدگان رسول خدا گذاشت، ولى ظرف پر از گوشت و نان بود، و فاطمه عليهاالسلام خود نيز از اين مائدهى آسمانى تعجب مىكرد و خيره خيره به آن تماشا مىنمود. رسول خدا خطاب به دخترش گفت: اى دختر گرامى! اين طعام چگونه و از كجا رسيد؟ فاطمه عليهاالسلام جواب داد:
هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشا بغير حساب. فقال: الحمدللَّه الذى جعلك شبيهه بسيدة نسا بنىاسرائيل فانها كانت اذا رزقها اللَّه شيئا فسئلت عنه قالت: «هو من عنداللَّه ان اللَّه يرزق من يشاء بغير حساب.» (1)
آن از بركات و الطاف الهى است، خداوند به هركسى بخواهد بدون محدوديت عطا مىكند.
رسول خدا چون سخن دخترش را شنيد فرمود: سپاس خدايى را كه تو را همانند مريم سرور زنان بنىاسرائيل قرار داده، زيرا او نيز هرگاه مورد عنايت الهى قرار مىگرفت و خداوند برايش مائده مىفرستاد، كه جواب سؤال مىگفت: اين طعام از جانب خدا است، او به هركسى بخواهد روزى بىحساب مىدهد.
آنگاه رسول خدا على عليهالسلام را نيز به حضورش فراخواند و همگى از آن غذا خوردند و سير شدند و زنان و اهلبيت پيامبر نيز دعوت شدند و خوردند، ولى غذا و مائده آسمانى به همان صورت باقى بود. حتى فاطمه عليهاالسلام براى همسايگان نيز از طعام آسمانى كه از الطاف خفيه الهى سرچشمه گرفته بود ارسال داشت.... (2)
موائد آسمانى براى فاطمه عليهاالسلام در يكى دوبار محدود نمىگردد، او بارها از خداوند خويش درخواست طعام كرد و پروردگار عالم نيز بىدرنگ طعام بهشتى براى آن حضرت ارسال داشت از آن جمله: روزى اميرالمؤمنين على عليهالسلام به شدت گرسنه بود و از فاطمه عليهاالسلام طعام خواست، ولى در خانه چيزى نبود. فاطمه عليهاالسلام گفت: يا على! در خانه طعامى نيست، من و بچههايت دو روز است كه گرسنهايم و مختصر طعامى هم كه بود، آن را به تو خورانديم و خود در گرسنگى صبر كرديم.
على عليهالسلام از شنيدن اين سخن فوقالعاده ناراحت گشته و اشك در چشمانش حلقه زد و براى تهيه طعام زن و فرزندانش به بازار رفت و يك دينار قرض گرفت تا مشكل گرسنگى خانوادهاش را برطرف سازد، ولى نشد. چرا؟! چون يكى از دوستانش گرفتار بود و گرسنگى و گريه زن و بچهها او را در بيرون از خانه آواره كرده بود، او دنبال نان و پول بود، ولى چارهاش بدون چاره....
على از درد او آگاه شد و مانند هميشه ايثار كرد و ديگران را بر خود و خانوادهاش مقدم داشت و بدين وسيله يكى از دوستانش را كه مقداد نام داشت خوشحال و خوشدل ساخت.
على عليهالسلام دست خالى شد و نتوانست به خانه رود، رو به سوى مسجد كرد و مشغول عبادت شد از آن سو پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله مأمور گشت شب را در خانهى على بسر برد و لذا بعد از نماز مغرب و عشا دست على را گرفت و فرمود: على جان! امشب مرا به مهمانى خود مىپذيرى؟ مولاى متقيان سكوت كرد، چرا كه زمينه پذيرايى نداشت و فاطمه عليهاالسلام و حسنين گرسنه مانده بودند و پول تهيه نان و گوشت فراهم نبود، ولى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله دوباره اظهار داشت: چرا جواب نمىدهى؟ يا بگو: بلى، تا با تو آيم و يا بگو: نه، تا راه ديگر پيش گيرم. على عليهالسلام عرض كرد: يا رسولاللَّه! بفرماييد.
رسول خدا دست على را گرفت، دست در دست او به خانهى فاطمه عليهاالسلام آمد و با هم به خانه وارد شده و با زهرا ديدار كردند، فاطمه عليهاالسلام در حال نماز و نيايش بود و خدا را مىخواند، او صداى پدر را شنيد و به سوى او آمد و خوشآمد گفت و سفره را باز كرده و غذاى مطبوع آورد، تا گرسنگان را سير كند و چاره نيافتهها را چارهساز باشد.
على عليهالسلام به فاطمه عليهاالسلام خيرهخيره نگاه مىكرد و با زبان بىزبانى سؤال مىنمود: يا فاطمه! اين طعام از كجا؟
پيش از آنكه فاطمه عليهاالسلام جواب گويد رسول خدا دست بر دوش على گذاشت و جواب داد: يا على! هذا جزا دينارك من عنداللَّه.
اين غذا پاداش آن دينارى است كه به مقداد دادى.
خداوند به شما جريان زكريا و مريم را تكرار كرد. (3) و از طعامهاى بهشتى مرحمت نمود... (4)
1 ـ آلعمران/ 37.
2 ـ فرائدالسمطين، ج 2، ص 51 و 52، ش 382- تجليات ولايت، ج 2، ص 319- فضائل خمسه، ج 3 ص 178- مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 339- جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 136.
3 ـ اشاره است به آيهى 37 سورهى آلعمران كه زكريا موائد آسمانى را در محراب مريم ديد.
4 ـ محجة البيضاء، ج 4، ص 213- بحار، ج 43، ص 59، و ج 41، ص 30 با اختصار.
ختم قرآن يا انديشه در آن ( )
مرحوم شسخ صدوق ، طبرسى و ديگر بزرگان به نقل از ابراهيم بن عبّاس حكايت كنند:
در طول مدّتى كه در محضر مبارك امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام بودم و در محافل و مجالس گوناگون ، همراه با آن حضرت شركت داشتم ، هرگز نديدم سخنى و مطلبى در مسائل دين و امور مختلف از آن حضرت سؤ ال شود؛ مگر آن كه بهتر و شيواتر از همه پاسخ مى فرمود.
و در همه علوم و فنون به طور كامل آگاه و آشنا بود؛ و نيز جوابى را كه بيان مى نمود در حدّ عالى قانع كننده بود؛ و كسى را نيافتم كه از او آشناتر باشد.
همچنين ماءمون در هر فرصت مناسبى به شيوه هاى مختلفى ، سعى داشت تا آن حضرت را مورد سؤ ال و آزمايش قرار بدهد؛ ولى امام عليه السلام در هيچ موردى درمانده نگشت ؛ و بلكه در هر رابطه اى كه از آن حضرت سؤ ال مى شد، به نحو صحيح و كامل پاسخ ، بيان مى فرمود.
و معمولا مطالب و جواب سؤ ال هائى كه حضرت بيان مى فرمود، برگرفته شده از آيات شريفه قرآن بود.
آن حضرت قرآن را هر سه روز يك مرتبه ختم مى كرد؛ و مى فرمود:
اگر بخواهم ، مى توانم قرآن را كمتر از اين مدّت هم ختم كنم و تلاوت نمايم .
وليكن من به هر آيه اى از آيات شريفه قرآن كه مرور مى كنم درباره آن تاءمّل مى كنم و مى انديشم ، كه پيرامون چه موضوعى مى باشد، در چه رابطه يا حادثه اى سخن به ميان آورده است ؛ و در چه زمانى فرود آمده است .
و هرگز بدون تدبّر و تاءمّل در آيات شريفه ، از آن ها ردّ نمى شوم ، به همين جهت است كه مدّت سه روز طول مى كشد تا قرآن را تلاوت و ختم كنم (۱)
ملاک برتری انسان ( نگرشی بر جایگاه زن )
اسلام ملاك فضيلت و برترى انسان را (چه مرد و چه زن) تقوا و پرهيزگارى مىداند: «اى گروه مردم! ما شما را به صورت مرد و زن آفريديم و شما را قبيلهها و ملتها قرار داديم تا يكديگر را بشناسيد. به راستى، نزد خداى، گرامىترين شما كسى است كه پرهيزكارتر باشد.» (1)
خداوند متعال در اين آيه شريفه فقط تقوا و پرهيزگارى را ملاك برترى انسان قرار داده است و از مفهوم آيه چنين استفاده مىشود كه زن و مرد از هر لحاظ برابر و مساوىاند.
«هر مرد و زن با ايمان كه كردار شايسته و نيك داشته باشد، هر آينه، او را به زندگى پاكيزه، زنده مىداريم و به بهتر از آنچه كه در دنيا انجام مىدادند،پاداششان مىدهيم.» (2)
در اين آيه شريفه، زن مانند مرد به حساب آمده است و در انجام دادن وظايف دينى با مردان، برابر و شريك است و اگر با ايمان بميرد، در آخرت از نعمت بهشت و زندگى پاكيزه برخوردار مىشود.
در مورد حسن رفتار و سلوك مردان نسبت به همسران، خداوند مىفرمايد: «با همسران خود به طور شايسته رفتار كنيد.» (3)
دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه زهرا عليهاالسلام به همراه عدهاى از زنان در جنگ اُحد به كمك مجروحين رفت و شخصاً به مداواى آنان پرداخت. (4)
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم از زنان، همچون مردان بيعت مىگرفت و آنان را مانند مردان، در رديف اصحاب خويش جاى مىداد.(5)
1 ـ يا ايهاالناس! انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا. ان اكرمكم عند اللَّه اتقيكم. (حجرات/ 13).
2 ـ من عمل صالحاً من ذكر او اُنثى و هو مؤمن، فلنحيينه حيوةً طيبةً و لنجزينهم أجرهم بأحسن ما كانوا يعملون. (نحل/ 97).
3 - و عاشروهن بالمعروف. (نساء/ 97).
4 - نقش زن در حكومت اسلامى.
5 - زن در چشم و دل محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، ص 5.
مناظرات امام جواد(ع) ( )
حضرت مناظرات و بحث و گفتگوهايى داشته است كه برخىاز آنها بسيار پر سر و صدا و هيجان انگيز و جالب بوده است. علت اصلى پيدايش اين مناظرات اين بود كه از يك طرف، امامت او به خاطر كمى سن براى بسيارى از شيعيان كاملا ثابت نشده بود (گرچه بزرگان و دانايان شيعه بر اساس عقيده شيعه هيچ شك و ترديدى در اين زمينه نداشتند) ازينرو براى اطمينان خاطر و به عنوان آزمايش، سؤالات فراوانى از آن حضرت مىكردند.
از طرف ديگر، در آن مقطع زمانى، قدرت «معتزله» افزايش يافته بود و مكتب اعتزال به مرحله رواج و رونق گام نهاده بود و حكومت وقت در آن زمان از آنان حمايت و پشتيبانى مىكرد و از سلطه و نفوذ خود و ديگر امكانات مادى و معنوى حكومتى، براى استوارى و تثبيتخط فكرى آنان و ضربه زدن به گروههاى ديگر و تضعيف موقعيت و نفوذ آنان به هر شكلى بهره بردارى مىكرد. مىدانيم كه خط فكرى اعتزال در اعتماد بر عقل محدود و خطاپذير بشرى افراط مىنمود: معتزليان دستورها و مطالب دينى را به عقل خود عرضه مىكردند و آنچه را كه عقلشان صريحا تاييد مىكرد مىپذيرفتند و بقيه را رد و انكار مىكردند و چون نيل به مقام امامت امت در سنين خردسالى با عقل ظاهر بين آنان قابل توجيه نبود، سؤالات دشوار و پيچيدهاى را مطرح مىكردند تا به پندار خود، آن حضرت را در ميدان رقابت علمى شكستبدهند!
ولى در همه اين بحثها و مناظرات علمى، حضرت جواد (در پرتو علم امامت) با پاسخهاى قاطع و روشنگر، هر گونه شك و ترديد را در مورد پيشوايى خود از بين مىبرد و امامتخود و نيز اصل امامت را تثبيت مىنمود. به همين دليل بعد از او در دوران امامتحضرت هادى (كه او نيز در سنين كودكى به امامت رسيد) اين موضوع مشكلى ايجاد نكرد، زيرا ديگر براى همه روشن شده بود كه خردسالى تاثيرى در برخوردارى از اين منصب خدايى ندارد.
زندگاني سراسر افتخار پيامبر اسلام و ائمهي هدي ـ صلوات اللّه عليهم اجمعين ـ از زواياي مختلف قابل بررسي است. روش تبليغي معصومان عليهمالسلام نيز مانند ديگر ابعاد زندگيشان اسوه و الگو به شمار ميآيد.
وقتي از اين زاويه زندگي اين بزرگان را مورد مطالعه قرار ميدهيم، خود را با وظيفهيي سنگين رو به رو مييابيم؛ زيرا اين نورهاي پاك لحظهيي از عمل به تكليف و ابلاغ رسالت الهي غافل نبودند. در سيرهي تبليغي امام جواد عليهالسلام ، موارد زير مهم و در خور تأمل مينمايد:
حضرت زهرا(س) در کلام اندیشمندان ( )
بانوى اسلام از ديدگاه سليمان كتانى انديشمند مسيحى
دربارهى شخصيت ممتاز زهراى اطهر (ع)، گفتارها و نوشتارها و اظهارنظرها، چه از دوست و چه از دشمن- به ويژه دشمن دانا و با انصاف- بسيار فراوان است. در جهان انديشه و علم و پژوهش، وجود ذيجود فاطمه (ع)، محور برخورد آراء و افكار گوناگون گرديده و ميدانهاى گستردهاى را براى قلمفرسايىهاى پرشور ايجاد كرده است.
هماكنون كه نگارنده، مشغول تنظيم اين بخش از گفتارهاى كتاب حاضر است، دهها كتاب مختلف، از نويسندگان و متفكران اطراف و اكناف جهان را پيش روى خود دارد، كه در فصل فصل هر كدام از اين كتب و رسالات، شخصيت و زندگى پربار و افتخارآميز آن حضرت، از ابعاد مختلف مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است. از آنجا كه نقل و بررسى مجموع آن گفتهها و نوشتهها، در اين مجال اندك به هيچ وجه ممكن و ميسر نيست، ناگزير سعى مىشود كه در اين فصل كتاب، برخى از نقطهنظرهاى چند تن از انبوه نويسندگان و متفكران مختلف، به اختصار نقل و بازگويى شود. با اين اميد كه خوانندگان اين نوشتار، تنها با مختصرى از بازتاب عظمت روح و شموخ مقام علمى و معنوى و مذهبى آن بانوى بزرگ اسلام، در جهان تحقيق و نگارش آشنا شوند، و انعكاس نيمرخ آن چهرهى درخشان را در آئينهى كتابها و رسالات نظاره كنند. در اين بخش، نخست قسمتى از آراى دانشمندان غير اسلامى بازگو مىشود و سپس آرا و نظرات مشاهير صاحبنظران اسلامى منعكس مىگردد.
نخست از يك نويسنده و شاعر و اديب مسيحى به نام «سليمان كتانى» كه داراى تأليفات مشهور و موفقى در چهرهنگارى شخصيتهاى اسلامى است، مطلب را آغاز مىكنيم.
براى آشنايى با وى لازم به تذكر است كه: چند سال قبل، كتابخانهى عربى اسلامى در نجف اشرف، مسابقهاى در ميان عموم نويسندگان عرب ترتيب داد، تا دربارهى شخصيت والا و ممتاز مولاى متقيان على بن ابيطالب (ع) قلمفرسايى كنند. در آن مسابقه، نويسندهى چيرهدست لبنانى، و اديب و شاعر صاحب انصاف نصرانى، آقاى سليمان كتانى، با نوشتن كتابى تحت عنوان «الإمام على نبراس و متراس» شركت جست. پس از بررسى تمام كتب و آثار شركت داده شده در مسابقه، كتاب سليمان كتانى مقام نخست را به دست آورد و نويسنده مزبور برندهى جايزهى اول شد.
بار دوم، همان كتابخانه، نگارش كتابى را در مورد شخصيت درخشان بانوى بزرگ اسلام، فاطمه زهرا (ع) به مسابقه گذاشت و نويسندگان و محققان و شخصيتهاى علمى و ادبى متعددى در اين مسابقه شركت جستند. اين بار نيز نويسندهى مسيحى نامبرده با نوشتن كتابى تحت عنوان «فاطمة الزهرا، وترٌ فى غمدٍ» (فاطمه زهرا، زهى در نيام) مقام نخست را به خود اختصاص داد و برندهى جايزه شد.
گرچه در اين گزينشها، در مرحلهى اول احتمال تشويق كردن يك فرد مسيحى كه در عالم مسايل اسلامى به تحقيق و نگارش پرداخته است بىوجه نيست. و باز گرچه همين امر، در صورتى كه نوشتههاى شركتكنندگان در مسابقه در سطح مساوى و برابر قرار داشته باشند، خود مىتواند مجوز برنده شدن يك فرد مسيحى در مسابقه باشد، ولى با مطالعهى كتاب مزبور روشن مىشود كه اين حد اطلاعات و آگاهى و اين شور و حماسه قابل تحسين است كه يك فرد بيگانه و خارج از اسلام، آنچنان از غناى فرهنگى و ادبى و احساسى و عاطفى سرشار باشد كه در مورد يك شخصيت اسلامى كتاب بنويسد، و در جمع نويسندگان مسلمان شركت جويد و عرض وجود كند و تا حدود زيادى هم به حقيقت مطلب برسد. لذا اگر كتاب او حائز مقام اول و برندهى جايزه مىگردد، جاى حرفى و بحثى نيست، چرا كه شخصيت زهرا اطهر (ع) يك شخصيت جهانى و الهى است كه عموم مردم در مورد او حق اظهار نظر و قلمفرسايى دارند، و سخن دوست را، از هر زبان و قلمى كه انسان بشنود و بخواند، زيبا و پسنديده است و مصداق «الفضل ما شهدت به الأعداء» خواهد بود. امروزه كه شخصيت جميله بوپاشاها، اينديرا گاندىها، فلورانسها، اليزابتها و بنتالهدىها و نظاير آن در سطح وسيعى از جهان مورد تجزيه و تحليل قرار مىگيرد، آيا جا ندارد كه شخصيت فوقالعاده والاى اين بانوى بزرگ اسلامى در عرصهى جهانى مورد معرفى و شناسايى قرار گيرد؟
نويسندهى مورد بحث، دربارهى شخصيت زهرا، شعر و حماس به كار مىبرد، سمفونى احساساتش اوج مىگيرد و بهترين شورها و عواطف شاعرانه را نثار او مىكند...
او در آغاز كتابش مىنويسد: «فاطمهى زهرا (ع) مقامى والاتر از آن دارد كه سندهاى تاريخى و روايتى به سوى او اشاره كنند، و گرامىتر از آن است كه شرح حال گونهها به جانب وى راهنما باشند. فاطمه (عليهاالسلام) را همين چهارچوب كافى است كه: وى دختر محمد (ص) و همسر على (ع) و مادر حسن و حسين (ع) و بزرگ بانوى جهان است». (1) و در پايان كتابش مىگويد: «فاطمه، اى دخت مصطفى! اى روشنترين چهرهاى كه زمين را بر روى دو كتف خود بلند كرد، تو جز دو نوبت براى زمين لبخند نزدى: يك بار در سيماى پدر، آن دم كه در بستر آرميده بود و تو را مژدهى قرب وصل مىداد لبخند زدى. و لبخندى ديگر، بدان هنگام گرداگرد لبان تو مىگرديد كه جان بر لب داشتى و واپسين دم خويش را فروفرستادى... تو هميشه با محبت زيست كردى، تو با پاكى و پاكدامنى زيستى، براى پاكيزهترين مادرى كه دو ريحانه زادى و پروردى و بر قامت آن دو جامهاى از خز بخشندگى پوشاندى... تو زمين را همراه با لبخندى استهزاآميز رها كردى و به ابديت پيوستى، اى دختر پيامبر! اى همسر على! اى مادر حسن و حسين، و اى بزرگ بانوى بانوان همه جهانها و اعصار» (2)و باز در جاى ديگر مىنويسد: «قهرمانى نيرويى نيست كه مستند به تن و بازو باشد، يا مستند به تاج و تخت، بلكه قهرمانى چيزى است كه منطق عقل، رشد و فهم را به كار گيرد، آنگاه هدفها را تعيين كند و برنامه را ترسيم نمايد. و قهرمانى زهرا، چيزى جز اين معنى بزرگ نبود. از اين رو از هر چه عامل روشنايى ديگران مىشد بهره گرفت، بى آنكه بازوان ناتوان و نزار، و پهلوهاى لاغر و نحيف وى در اين خواست از مؤثر باشد». (3)
1ـ كتاب «فاطمة الزهراء وترٌ فى غمد»، پيشگفتار، ص 3.
2ـ ص 205 ترجمهى همان كتاب.
3ـ ص 211 همان ترجمه.
هيئت ( )
مجلس عزاداري همراه با سخنراني و زيارت عاشورا و شور و نواي فاطمی سخنران: حجت الاسلام بهبهاني زمان: دوشنبه شب هرهفته بعد از نماز مغرب و عشاء ساعت۸ مكان : بلوار شهيد بهشتی جنب مسجد حضرت ابوالفضل(ع)
نماز حضرت زهرا (س) ( )
و از جمله نمازها نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام است. روايت شده كه حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت نماز مىكرد كه جبرئيل تعليم او كرده بود در ركعت اول بعد از سورهى حمد صد مرتبه سورهى قدر و در ركعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سورهى توحيد مىخواند و چون سلام مىگفت اين دعا را مىخواند: سبحان ذى العز الشامخ المنيف، سبحان ذى الجلال الباذخ العظيم، سبحان ذى الملك الفاخر القديم، سبحان من لبس البهجة والجمال، سبحان من تردى بالنور والوقار، سبحان من يرى اثر النمل فى الصفا، سبحان من يرى وقع الطير فى الهواء، سبحان من هو هكذا لا هكذا غيره. و سيد گفته است كه روايت ديگر وارده شده است كه بعد از اين نماز تسبيح مشهور حضرت فاطمه عليهاالسلام را كه بعد از هر نماز خوانده مىشود بخواند و بعد از آن صد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد. و شيخ در مصباح المتهجدين فرموده نماز حضرت فاطمه عليهاالسلام دو ركعت است در ركعت اول حمد و صد مرتبه قدر در ركعت دوم حمد و صد مرتبه توحيد و چون سلام داد تسبيح زهرا عليهاالسلام بخواند پس بگويد سبحان ذى العز الشامخ تا آخر تسبيح كه ذكر شد. پس فرمود سزاوار است كسى كه اين نماز را بجا مىآورد چون از تسبيح فارغ شود زانوها و ذراعها را برهنه نمايد و بچسباند همهى مواضع خود را بر زمين بدون حاجز و حائلى و حاجت بخواهد و دعا كند آنچه مىخواهد و بگويد در همان حال سجده: يا من ليس غيره رب يدعى، يا من ليس فوقه اله يخشى، يا من ليس دونه ملك يتقى، يا من ليس له وزير يؤتى، يا من ليس له حاجب يرشى، يا من ليس له بواب يغشى، يا من لا يزداد على كثرة السؤال الا كرما و جودا، و على كثرة الذنوب الا عفوا و صفحا، صل على محمد و ال محمد، وافعل بى كذا و كذا. و به جاى اين كلمه حاجات خود را از خدا بخواهد. نماز ديگر از حضرت فاطمه عليهاالسلام شيخ و سيد روايت كردهاند از صفوان كه محمد بن على حلبى روز جمعه خدمت حضرت صادق عليهالسلام شرفياب شد و سؤال كرد كه مىخواهم مرا عملى تعليم فرمائى كه بهترين اعمال باشد در اين روز، حضرت فرمود: كه من نمىدانم كسى را كه بزرگتر باشد نزد رسول خدا (ص) از حضرت فاطمه (س) و نمىدانم چيزى را افضل از آنچه تعليم كرد پيغمبر (ص) فاطمه را فرمود: كه هر كه صبح كند در روز جمعه پس غسل كند و قدمها را بگستراند و چها ركعت نماز كند بدو سلام بخواند در ركعت اول بعد از حمد توحيد پنجاه مرتبه و ركعت دوم بعد از حمد والعاديات پنجاه مرتبه و در ركعت سوم بعد از حمد «اذا زلزلت» پنجاه مرتبه و در ركعت چهارم بعد از حمد «اذا جاء نصراللَّه» پنجاه مرتبه و اين سورهى نصر است و آخر سورهايست كه نازل شده و چون از نماز فارغ شود اين دعا بخواند:
الهى و سيدى من تهيا او تعبى او اعد او اعد او استعد، لوفادة مخلوق رجاء رفده، و فوائده و نائله، و فواضله و جوائزه، فاليك يا الهى كانت تهيئتى و تعبيتى، و اعدادى و استعدادى، رجاء فوائدك و معروفك، و نائلك و جوائزك، فلا تخيبنى من ذلك، يا من لا تخيب عليه مسئلة السائل، و لا تنقصه عطية نائل، فانى لم اتك بعمل صالح قدمته، و لا شفاعة مخلوق رجوته، اتقرب اليك بشفاعته، الا محمدا و اهل بيته صلواتك عليه و عليهم، اتيتك ارجو عظيم عفوك، الذى عدت به على الخطائين عند عكوفهم على المحارم، فلم يمنعك طول عكوفهم على المحارم ان جدت عليهم بالمغفرة، و انت سيدى العواد بالنعماء، و انا العواد بالخطاء، اسئلك بحق محمد و اله الطاهرين، ان تغفر لى ذنبى العظيم، فانه لا يغفر العظيم الا العظيم، يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم يا عظيم. مؤلف گويد: كه سيد بن طاووس در جمال الاسبوع از براى هر يك از ائمه عليهمالسلام نمازى با دعا ذكر نموده شايسته است در اينجا ذكر شود.
فرموده: نماز امام حسن عليهالسلام در روز جمعه و آن چهار ركعت است مثل نماز اميرالمؤمنين عليهالسلام. نماز ديگر از آن حضرت در روز جمعه و آن نيز چهار ركعت است در هر ركعت حمد يك مرتبه و قل هو اللَّه احمد بيست و پنج مرتبه.
دعاهای حضرت زهرا(ع) در روز قیامت ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دعاؤها عليهاالسلام في يوم القيامة لدفع العذاب عن محبيها
روى عن محمد بن مسلم الثقفي انه قال: سمعت اباجعفر عليهالسلام يقول: لفاطمة عليهاالسلام وقفة على باب جهنّم، فاذا كان يوم القيامة كتب بين عيني كل رجل مؤمن او كافر، فيؤمر بمحبّ قد كثرت ذنوبه الى النار، فتقرء فاطمة عليهاالسلام بين عينيه محبّاً، فتقول:
اِلهي وَ سَيِّدى سَمَّيْتَني فاطِمَةَ، وَ فَطَمْتَ بي مَنْ تَوَلاَّني وَ تَوَلّي ذُرِّيَّتي مِنَ النَّارِ، وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ، وَ اَنْتَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ.
فيقول الله عز و جل: صدقت يا فاطمة، انى سميتك فاطمة و فطمت بك من احبك و تولاك و احب ذريتك و تولاهم من النار، و وعدى الحق، و انا لا اخلف الميعاد- الى ان قال:- فمن قرأت بين عينيه مؤمناً، فخذى بيده و ادخليه الجنة.
دعاى آن حضرت در روز قيامت براى بر طرف شدن عذاب از دوستانش
از امام باقر عليهالسلام روايت شده كه فرمود: حضرت فاطمه عليهاالسلام لحظهاى در كنار جهنم توقف مىكند- در آن روز در پيشانى هر كس ايمان و كفر او نقش بسته است- فرمان داده مىشود كه مؤمنى كه بسيار گناه كرده را به جهنم بيندازند، آن حضرت در پيشانى او محبت و دلبستگى او را بخاندان پيامبر مىبيند، و مىگويد:
اى پروردگار من و اى مولايم! مرا فاطمه ناميدى، و دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را بوسيله من از آتش رهانيدى، و وعده تو حق است و تو خلف وعده نمىكنى.
امام صادق (ع) و مساله قيام زيد بن على و يحيى ( وقایع تاریخی )
زيد از ستم حاكمان اموى و ماموران آنان بر مسلمانان رنج مىبرد و از وضعى كه مردم در آن به سر مىبردند آزرده بود. مىخواست دست اين خاندان و گماردگان آنان را از سر مردم كوتاه كند.
ابو الفرج به اسناد خود از عبد الله پسر مسلم بابكى روايت كند: با زيد بن على روانه مكه شدم، چون شب به نيمه رسيد و ثريا راست ايستاد، زيد مرا گفت: بابكى! ثريا را مىبينى؟ آيا دست كسى بدان مىرسد؟ گفتم: نه. گفت: به خدا دوست داشتم دستم بدان برسد و به زمين يا هر جاى ديگر بيفتم و پاره پاره شوم و خدا ميان امت محمد سازوارى پديد آورد. (1)
از اين گفتگو مىتوان دريافت در آن روزگار وضع اجتماعى چگونه بوده و زيد تا چه اندازه از نابسامانى اوضاع و ستمى كه بر مسلمانان مىرفته، رنج مىبرده است. و نشان مىدهد او در قيام خود خشنودى خدا و آسودگى مسلمانان را مىخواسته است. امام صادق (ع) در باره اوفرموده است: او از علماى آل محمد (ص) بود. براى خدا غضب كرد و با دشمنان خدا جنگيد تا كشته شد. (2)
زيد پيوسته انتظار فرصت مىبرد تا همراهانى بيابد و با يارى آنان مردم را از ستم حاكمان اموى برهاند. سرانجام اين فرصت را يافت. مردم بدو وعده يارى دادند، اما وعده دهندگان عراقيان بودند. مردمى كه نظير همين فرصت را براى امير مؤمنان على (ع) و امام مجتبى و سيد الشهدا فراهم آوردند و مانند همين وعدهها را به آنان دادند، اما چون خطر را پيش رو ديدند، خود در خانهها خزيدند و آنان را به دشمن واگذاردند.
تاريخ نويسان سبب قيام زيد و چگونگى قيام او را گونهگون نوشتهاند. ابن اثير در يكى از روايتهاى خود نويسد: زيد و داود بن على بن عبد الله بن عباس و محمد بن عمر بن على بن ابيطالب نزد خالد بن عبد الله قسرى حاكم عراق رفتند. خالد آنان را جايزت داد و آنان به مدينه بازگشتند. چون يوسف پسر عمر به جاى خالد حكومتيافت، به هشام نوشت: خالد زمينى را از زيد به ده هزار دينار خريده، سپس زمين را بدو داده. هشام به حاكم مدينه نوشت زيد و آنان را كه با او همراه بودهاند نزد وى بفرستد. چون آن گروه نزد هشام رسيدند، ماجرا را از آنان پرسيد. آنان گرفتن جايزه را اقرار كردند و جز آن را انكار نمودند و بر آن سوگند خوردند. هشام سخن آنان را پذيرفت و گفت: بايد به عراق برويد و با خالد رو به رو شويد. آنان با ناخشنودى پذيرفتند و به عراق رفتند و با خالد روبه رو گشتند. در بازگشت از كوفه به قادسيه رسيدند، مردم كوفه به زيد نامه نوشتند و او نزد آنان بازگشت. (3)
اركان ايمان از دیدگاه امام رضا(ع) ( )
ايمان چهار ركن دارد:
1 ـ توكل برخدا
2 ـ رضا به قضاى خدا
3 ـ تسليم به امر خدا
4 ـ واگذاشتن كار به خدا.
روش برخورد پيامبر خدا نسبت به همسران خويش ( نگرشی بر جایگاه زن )
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با همسران خويش با مهربانى و عطوفت و عدالت رفتار مىكرد، به ايشان به نظر مساوى مىنگريست و ترجيحى ميانشان قايل نبود. حتى در مسافرتها هر كدامشان را كه قرعه به نامشان اصابت مىكرد، با خود مىبرد، تندخويىها و بدزبانى همسران خويش را تحمل مىكرد و هيچگونه خشونتى نسبت به آنها به كار نمىبرد.
بعضى از همسرانش از رفتار او سوءاستفاده كرده، گستاخى را به حدى رسانده بودند كه اسرار داخلى آن حضرت را فاش مىساختند. (1)
فاشكنندگان اسرار داخلى، جز «حفصه» و «عايشه» نبودند. اين دو، عادت به اين كار ناپسند داشتند و خداوند متعال به دنبال افشاى اسرار، امر به توبهشان فرمود. (2)
به دنبال جنگ پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم با «بنىنضير» و «بنىقريظه»، بعضى از همسرانش (عايشه و حفصه) تصور كردند، چون گنجينههاى يهود به دست پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم افتاده، بايد به فكر زندگى تجملى و اشرافى باشند.
به همين خاطر از آن حضرت تقاضاى زر و زيور كردند، ولى با مقاومت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روبهرو شدند. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم سخنان درشت آنان را نشنيده گرفت.
ابوبكر و عمر (پدران عايشه و حفصه) كه از اين ماجرا آگاه شدند، درصدد تنبيه دخترانشان برآمدند، ولى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آنان را منع فرمود و فقط به كمتوجهى به آن دو اكتفا كرد.
پس از يك ماه متاركه، وحى نازل شد كه زنان خود را به يكى از دو كار مخير كن.يا بايد با زندگى ساده و قناعتآميز تو بسازند و به پاداش اُخروى نايل شوند و يا اينكه هر كدامشان را كه در پى زندگانى پرتجمل هستند و اين نوع زندگانى را بر تو ترجيح مىدهند، با تجهيزات كافى و به نحو شايسته رها كنى.(3)
به طور كلى، رفتار پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر اساس احترام زن و مقام والاى او بوده است و اين رفتار تا آخرين روز زندگانى آن حضرت ادامه داشت.
1 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 183
2 ـ خصايص فاطميه، ص 237.
3 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 386 و 387.
هدف حمله الكترونيكي به تشيع ( )
قابل ذكر است در بخشي از پيام منتشره اين گروه چنين آمده: هشدار! شما تصور نكنيد اين حمله براي يك روز يا دو روز بوده است و اين سايت به حالت سابق بر گشته و مجازات تمام ميشود.
در چند روز اخير حمله الكترونيكي گسترده اي به يكي از بزرگترين سرورهاي جهان تشيع شد كه موجب ايجاد خلل در تعداد زيادي از پايگاه هاي الكترونيكي مذهبي گشت. به واقع اهداف پشت پرده اين اقدام غيراخلاقي كه مي توان آنرا اقدامي تروريستي خواند چيست؟
گروه وهابي عرب زبان اماراتي كه ادعاي از بين بردن تمام پايگاه هاي الكترونيكي شيعيان كه آنان را روافض مي نامند را دارند. اين گروه پس از اين اقدام بر روي حدود 300 پايگاه الكترونيكي مذهبي كه از سرور موسسه آلالبيت استفاده مي كنند با استفاده از اشعار و ادبيات و تصاوير موهن، به توهين و هتك حرمت مراجع پرداخته و با انتشار اشعاري، به تشيع و شيعيان توهين كردهاند.
از جمله اين پايگاه هاي الكترونيكي مي توان به سايتهاي مراجع تقليد عظام همچون آيت الله العمظي ميرزا جواد تبريزي(ره)، آيت الله العظمي سيد علي سيستاني، آيت الله العظمي شيخ ناصر مكارم شيرازي، آيت الله العظمي شيخ جعفر سبحاني و همچنين پايگاه هاي الكترونيكي جامعه مدرسين حوزه علميه قم، اطلاعرساني مركز خبر حوزه علميه قم، الشيعه، حرم حضرت معصومه(س)، پايگاه الكترونيكي تخصصي قرآن و نهجالبلاغه و صدها پايگاه الكترونيكي موسسات مذهبي و فرهنگي اشاره كرد.
گفته مي شود حدود 250 مهندس و كارشناس رايانه با هزينه اي بالغ بر 300 ميليون دلار در تلاشي چند ماهه در امارات متحده عربي، اقدام به هك اين پايگاه هاي الكترونيكي كردهاند.
اين حمله هكرها در ادامه موج جديد حملات و توهينها به مقدسات شيعيان و پس از آن آغاز شد كه "شيخ يوسف قرضاوي" از علماي سرشناس اهل سنت در سخناني، ضمن توهين به شيعيان، خواستار جلوگيري از گسترش تشيع شد.
گفتني است اين جديترين حمله هكرهاي وهابي به مهمترين پايگاههاي الكترونيكي شيعي است كه در چند سال اخير رخ داده است.
قابل ذكر است در بخشي از پيام منتشره اين گروه چنين آمده: هشدار! شما تصور نكنيد اين حمله براي يك روز يا دو روز بوده است و اين سايت به حالت سابق برگشته و مجازات تمام ميشود.
در همين راستا آيت الله العظمي شيخ ناصر مكارم شيرازي روز گذشته درجلسه درس تفسير خود در حرم مطهرحضرت فاطمه معصومه(س)، در اين باره گفت: وهابيون متعصب با اين اقدامات شوم خود ميخواهند صداي علماي شيعه به گوش جهانيان نرسد.
اين مرجع تقليد عظيم الشأن در ادامه افزود: بهترين دليل براي حقانيت مذهب شيعه محو شدن سايتهاي اينترنتي علماي آنها بدست وهابيون است كه فكر ميكنند با سانسور آنها ميتوانند از رشد روز افزون مذهب تشيع جلوگيري كنند.
آيت الله العظمي مكارم شيرازي در ادامه خاطرنشان كرد: ما سايتهاي اينترنتي خود را بازسازي وفعال خواهيم كرد اما وهابيون بدانند كه جوانان اهل تسنن بيشتر ازگذشته به مذهب تشيع گرايش پيدا خواهند كرد. مردم دنيا خصوصا جوانان فكرميكنند كه دراين سايت هاي اينترنتي چه مطالبي وجود داشت كه وهابيون را اينگونه به وحشت انداخته است.
وي تصريح كرد: پيشرفت مذهب شيعه به سرعت در جهان خصوصا در مكه و مدينه در حال گسترش است و وهابيون كه از مشركان زمان جاهليت بدترند با هك كردن سايت ها شيعي مي خواهند از اين روند جلوگيري كنند.
شايان ذكر است در حال حاضر پايگاههاي الكترونيكي هك شده يكي پس از ديگري درحال بازسازي شدن است و هم اكنون تعداد زيادي از آنها مجددا فعال شده اند.
در پايان مي توان به بهانه اين اقدام مغرضانه وهابيت به چند نكته اشاره كرد: اولا در آستانه ماه مبارك رمضان اخبار حاكي از گسترش روز افزون تشيع در جهان دارد و همين امر موجب خشم و نگراني شديد وهابيت شده و آنان را به چنين كاري واداشته است. گروه انحرافي وهابيت همچنين با هزينه كردن ميليونها دلار و ارسال صدها مبلغ به مناطق جنوبي كشورمان سعي دارند جوانان شيعه را گمراه و منحرف كرده و آنان را از مسير اهل بيت(ع) به پيروي انديشه هاي باطل خود كه ساخته دست بريتانيا است ترغيب كنند.
http://www.shia-online.ir/article.asp?id=3128
حوادث بعد از پيامبر در خطبه حضرت زهرا عليهماالسلام ( وقایع تاریخی )
حضرت زهرا عليهاالسلام پس از رخدادهاي بعد از رحلت پيامبر اکرم به مسجد رفته و براي احقاق حق خود و امام زمانش خطبه اي غرا مي خواند و پس از فرازهايي از خطبه به بيان حوادث پس از رسول خدا و اموري که افرادي پس از وفات پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ايجاد کردند کشانده و ميفرمايد:
فَلما اختارَاللهُ لِنبيهِ دارَ اَنبيائهِ ؛ درجات بلند مرتبهاي که خداي تعالي براي بندگان خاص خود که انبياء باشند آماده فرموده و قريب به همين مضمون است: ماوي اَصفيائهِ .
ظَهرت فيکم حَسکةُ النِّفاق و در نسخه ديگري است: حُسکيةَ ؛ خار و مراد از اين کلام يعني دشمني و نفاق يا عداوتي که بر اثر نفاق حاصل گردد.
حزب الله لبنان ( )
حزبالله لبنان (عربی: حزب الله، به معنای: حزب خدا) نام گروهی سیاسی-شبهنظامی در لبنان است. گروه حزب الله در اوایل سالهای ۱۹۸۰ و با ایدئولوژی اسلام سیاسی روحالله خمینی در لبنان ظهور کرد.[ در زمان جنگ داخلی لبنان، حزبالله لبنان به کمک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، تعلیم نظامی داده و تحت حمایت مالی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. حزبالله لبنان ۳ هدف اصلی را به عنوان آرمان خود اعلام کرده که عبارتند از: محو آثار امپریالیستی غربی در لبنان، مجازات فالانژهای لبنان و برپایی حکومت اسلامی در لبنان. گروه حزبالله لبنان در لیست برخی کشورهای غربی به عنوان «گروهی تروریستی» قرار دارد.
تاریخچه
هسته اولیه حزب الله و ساختار تشکیلاتی آن متشکل از اسلام گرایان ، نیروهای حزب الدعوه به رهبری علامه سید محمد حسین فضل الله ، شاخه دانشجویی حزب الدعوه ، مسئولان جنبش امل ، اعضای جنبش فتح به رهبری ابوجهاد (خلیل الوزیر) و تمام گروه هاو جریانهایی که از انقلاب اسلامی ایران و روحالله خمینی تاثیر گرفته بودند شکل گرفت. سید عباس موسوی که در حمله هلی کوپترهای اسرائیلی به خودرو حامل وی و همسر و فرزند خردسالش در سال ۱۹۹۲ کشته شد، شیخ صبحی طفیلی ، شیخ راغب حرب ، شیخ عبدالکریم عبید ، سید حسین موسوی ، سید حسن نصرالله ، سید ابراهیم امین السید ، شیخ حسین الکورانی ، شیخ نعیم قاسم ، شیخ محمد یزبک ، حسین خلیل ، محمد رعد ، و محمد فنیش از جمله افرادی بودند که از حزب الدعوه و جنبش امل وارد حزب الله شدند.
از جنبش فتح نیز شمار زیادی از نیروها به حزب الله پیوستند که عماد مفنیه از چهرههای برجسته امنیتی حزب و ابوحسن سلامه مسئول امنیتی و نظامی حزب که در سال ۱۹۹۱ توسط اسرائیل کشته شد از جمله این افراد بودند.از حزب کمونیست نیز عبدالهادی حماده که از چهرههای فعال امنیتی حزب الله به شمار میآید، به این جنبش پیوست.
سید حسن نصرالله رهبر فعلی جنبش حزبالله
سید حسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان در اولین سالگرد جنگ اسرائیل حزبالله لبنان، در مصاحبه اختصاصی با صدا و سیمای جمهوری اسلامی اعلام کرد که در طول جنگ از «مولایش»، سیدعلی خامنهای «رهنمود و راهنمایی» دریافت میکردهاست.
منش
مبارزه با اسرائیل شعاری است که حزب الله توانست باعث وحدت احزاب گوناگون اعتقادی ، کمونیستی ، لائیک و ناسیونالیستی شود. این حزب در سالهایی که تمام کشورهای عربی گزینه سازش را مطرح میکردند، با شعار مقاومت برای شکست اسرائیل و بازپس گیری زمینهای اشغالی، توانست جوانان را جذب نماید. در این مبارزات نیز موفق بود و توانست اسرائیل را در سال ۲۰۰۰ مجبور به عقب نشینی از جنوب لبنان نماید.
به جز در خارج لبنان این گروه منتقدانی در درون این کشور نیز دارد برای مثال حامیان دولت فواد سینیوره (نخست وزیر کنونی لبنان) ،با تاکید بر اینکه فقط دولت لبنان از حق تصمیمگیری در باره مقابله با تهدیدهای خارجی برخوردار است، سازمان سیاسی حزبالله را به مثابه «دولت در دولت» و شبه نظامیان آن را «ارتش در ارتش» مینامند و در مجموع حزبالله را به دنبال کردن منافع ایران و سوریه متهم میکنند.
بسیاری از کشورها برسر نحوه نامگذاری گروه حزبالله لبنان به عنوان «گروه سیاسی مشروع» و یا «گروهی تروریستی و نامشروع» یا هر دو، اختلاف نظر دارند. بصورتی که در میان اکثر کشورهای جهان عرب و برخی کشورهای اسلامی منجمله ایران، از حزبالله لبنان به عنوان «مقاومتی مشروع» یاد میکنند.این در حالی است که دولت لبنان از گروه حزبالله به عنوان حزبی مشروع و قانونی یاد میکند. سازمان اینترپل پس از حادثه بمبگذاری آمیا و به درخواست دولت آرژانتین ، عماد مغنیه یکی از اعضای حزب الله را را به اتهام ارتباط با این حادثه مورد پیگرد قرار داد
در سال ۲۰۰۵ دولت اکوادر اعلام کرد که سود یک حلقه بین المللی قاچاق مواد مخدر در این کشور نصیب حزب الله میشدهاست اکوادر اعلام کرد که این حلقه قاچاق بیش از یک میلیون دلار از قبال هر محموله موادمخدر درآمد داشتهاست که در این بین ۷۰٪ سود آن در اختیار حزب الله لبنان قرار میگرفتهاست. مقامات دولت آمریکا نیز حزب الله را متهم به داشتن ارتباط باقاچاق موادمخدر کردهاند.در سال ۲۰۰۸ کمیسیون امنیتی پارلمان بلغارستان اعلام کرد که سود حاصل از قاچاق موادمخدر نصیب گروههایی همچون حزب الله میشود.
دبیران کل
بنا بر گفته های محمدحسن اختری سفیر ایران در سوریه در سال های (۱۹۹۷-۱۹۹۴) و (۲۰۰۸-۲۰۰۵) ایران به حزب الله کمک های مالی و معنوی کرده است و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به آموزش نیروهای حزب الله می پرداخته است ولی اوهرگونه شرکت مستقیم ایران را در درگیرهای حزب الله رد می کند.
لبنان ( )
لبنان کشوری کوچک و کوهستانی است در غرب آسیا در منطقه خاورمیانه در کنار ساحل شرقی دریای مدیترانه.
لبنان از شمال و شرق با کشور سوریه، از جنوب با فلسطین اشغالی و از غرب با دریای مدیترانه همجوار است. جزیره ی قبرس نیز که از نظر سیاسی به بخش های مختلف تقسیم شده،شامل جمهوری قبرس که عضو اتحادیه ی اروپا می باشد و جمهوری ترکی قبرس که از نظر بین المللی به رسمیت شناخته نشده نیز در نزدیکی سواحل این کشور قرار دارند.
واژه لبنان از واژه سامی «لبن» که اشاره به قلههای سفید کوهستانهای لبنان دارد گرفته شدهاست.
پایتخت آن شهر بندری بیروت است.
تاریخ لبنان
نخستین ساکنان شناخته شده لبنان، کنعانیها، مردمی از نژاد سامی بودهاند که به احتمال زیاد با یونانیان دادوستد داشتهاند، و یونانیان آنان را فنیقی مینامیدهاند. فنیقیها قومی دریانورد و بازرگان بودند و قلمرو آنان شامل دولت-شهرهایی مستقلدر شرق مدیترانه و مهاجرنشینهایی در کرانههای مدیترانه بود.
کوروش بزرگ، فنیقیه را گشود، و به مدت دو سده، هخامنشیان فرمانروای این منطقه بودهاند. پس از آن، اسکندر مقدونی، شهر صور (پایتخت فنیقیه) را فتح نمود. دولتها و امپراتوریهای گوناگونی بر لبنان فرمان راندهاند، از جمله شاهنشاهان هخامنشی و ساسانی، یونانیان، امپراتوران روم و بیزانس، خلفای مسلمان، صلیبیان و خلفای عثمانی.
جغرافیا
لبنان سرزمینی بلند و کوهستانی است که در کرانه شرقی دریای مدیترانه قرار دارد. کرانههای لبنان ۲۵۵ کیلومتر درازا دارد. رودخانههای مهم لبنان عبارتاند از: عاصی (ألعاصی) و لیطانی (أللیطانی) در دره سهلالبقاع، و کلب (ألکلب). رشتهکوههای لبنان عبارتاند از: رشتهکوههای لبنان شرقی و رشتهکوههای لبنان غربی که میان این دو رشته کوه، دره سهلالبقاع قرار گرفتهاست.
سرزمین لبنان آبوهوای مدیترانهای دارد، هوای سواحل در زمستانها سرد و بارانی و در تابستانها گرم و شرجی است. در نواحی بلندتر به ویژه کوهستانها، زمستانها با بارش برف همراه است و دمای هوا به زیر صفر میرسد. بخشهای دیگر این کشور، تابستانهای گرم و خشک دارد.
مردم لبنان را گروههای نژادی و قومی گوناگونی تشکیل میدهند. عربها ۶۰٪، آسوریان و سریانیها ۳۶٪ و ارمنیها ۴٪، کردها و یهودیان ۱٪ جمعیت را تشکیل میدهند.
میانگین سنی مردم لبنان ۲۴٫۶ سال است.
زبان رسمی لبنان عربی است، اما هر یک از اقلیتهای نژادی به زبان خود سخن میگویند. زبان فرانسه نیز کاربرد دارد. لهجه لبنانی از شاخه ی عربی شامی است، در کاربرد و تلفظ کلمات با دیگر شاخه های زبان عربی تفاوت دارد اما به عربی سوری،فلسطینی و مصری نزدیک است .در تلفظ واج "ج"، "ژ" خوانده می شود . به جای "ق" ، حرف "ع" و به جای "ث" نیز "ت" تلفظ می شود . برای مثال کلمه ی کثیر به معنای زیاد،کتیر . قلب به معنای دل،علب و جدید به معنای تازه ،ژدید ادا می گردند.
مسلمانان (به طور عمده: سنی ۲۳٪و شیعه ۶۱٪ و گروههای کوچکتر: دروزی مارونی و علوی)، درصد بزرگی از جمعیت را تشکیل میهند. ۱۳٪ مردم لبنان پیرو دین مسیحیت هستند.
امروزه فرهنگ و هنر این ملت در آثار موسیقی آن ظاهر شده است که بر دیگر ملل عرب نیز تأثیر گذاشته است. خوانندگان مطرح جهان عرب اغلب از لبنان می باشند : نوال الزغبی،هیفا وهبی،نانسی عجرم،وائل کفوری،راغب علامه.
توجهات پيامبر (ص) نسبت به حقوق و شخصيت زن ( )
توجهات پيامبر (ص) نسبت به حقوق و شخصيت زن
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم- در روزگارى كه زن ارزش و اعتبارى نداشت- مقام زن را تا سطح يك انسان مستقل و داراى حقوق و شخصيت بالا برده، توصيه مىفرمود كه مقتضيات فطرت زن رعايت شود. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم زن را تشبيه به استخوان خميده دندهها مىكرد و مىفرمود: زن شبيه استخوان خميده دندههاست و در همان وضعى كه هست، سودمند است. اگر بخواهند آن را راست كنند، مىشكند و ضايع مىشود. (1)
اين بدان معناست كه خلقت زنان را نمىتوان تغيير داد و كارى كه از عهده مردان بر مىآيد و در صلاحيت آنان است، هيچگاه از عهده زنان بر نمىآيد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: به دور باد كسى كه خانواده خود را ضايع كند و آنها را به حال خود واگذارد. (2)
البته بايد گفت كه زن بايد نكاتى را رعايت كند. چنان كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىفرمايد: بهترين زن، كسى است كه در هنگام نعمت، شكرگزار باشد و در بلا و گرفتارى صبر و بردبارى را از دست ندهد.(3)
و نيز مىفرمايد: بعد از ايمان به خدا نعمتى بالاتر از همسر موافق و سازگار نيست. (4)
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: بهترين زنان كسانى هستند كه در هنگام نعمت، شكرگزار باشند و در صورت ندارى، راضى و خشنود باشند. (5)
در حديثى از رسول گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت شده كه فرموده است:جبرئيل همواره درباره بانوان به من سفارش مىكرد تا جايى كه گمان مىكردم، براى شوهران «اُف» گفتن به زنان جايز نيست. در برخورد با آنان از خدا بترسيد، چه اينان با پيمانهاى الهى بر شما حلال شدهاند و به شكل امانتهاى خدا در خانههايتان به سر مىبرند. آنها به خاطر اينكه همسر، مادران فرزندان، شريك زندگانى و وسيله كاميابىتان هستند، به گردنتان حقى دارند. نسبت به آنان دلگرم و با محبت باشيد و دلهايشان را با محبت به دست آوريد تا با شما زندگى كنند. آنها را دشمن نداريد و شكنجه نكنيد و آنچه را كه به عنوان مهريه به آنها دادهايد، به زور نگيريد. (6)
پيامبر عزيز صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىفرمايد: بهترين فرزندان شما دختران شما هستند. علامت خوشقدمى زن، اين است كه اولين فرزندش دختر باشد. هركس سه دختر يا سه خواهر را اداره كند، بهشت بر او واجب است.(7)
روزى، مردى كه نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بود، اطلاع يافت كه خداوند دخترى به او داده است. آن مرد از اين خبر رنگش تغيير كرد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: چرا رنگت تغيير كرد؟
عرض كرد: هنگامى كه از خانه خارج مىشدم، همسرم در حال وضع حمل بود. اكنون خبر رسيد كه دخترى به دنيا آورده است.
حضرت فرمود: زمين جايش مىدهد و آسمان سايه برايش مىافكند و خدا روزيش مىدهد.او گل خوشبويى است كه از آن استفاده مىكنى. (8)
1 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران ج 1، ص 386 و 387.
2 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم، خاتم پيامبران، ج 1، ص 386 و 387.
3 ـ كشكول، ج 2، ص 50.
4 ـ آيين همسردارى، ص 48.
5 ـ كشكول، ج 2، ص 90.
6 ـ فاشفعوا عليهن و طيبوا قلوبهن. (آيين همسردارى، ص 9).
7 ـ آيين همسردارى، ص 405- 409.
8 ـ آيين همسردارى، ص 405- 409.
ويژگيهاى دهگانه عاقل ( )
ويژگيهاى دهگانه عاقل از دیدگاه امام رضا(ع):
عقل شخص مسلمـان تمـام نيست, مگر ايـن كه ده خصلت را دارا بـاشـد:
1 ـ از او اميد خير باشد.
2 ـ از بدى او در امان باشند.
3 ـ خير اندك ديگرى را بسيار شمارد.
4 ـ خير بسيار خود را اندك شمارد.
5 ـ هـر چه حـاجت از او خـواهنـد دلتنگ نشـود.
6 ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
7 ـ فقـر در راه خـدايـش از تـوانگـرى محبـوبتـر بـاشــ د.
8 ـ خـوارى در راه خـدايـش از عزت بـا دشمنـش محبـوبتـر باشد
9- ـ گمنـامـى را از پـرنـامـى خـواهـانتـر بـاشـد
10- سپس فـرمـود: اما دهمى ! و چيست دهمى ؟
فـرمـود: احـدى را ننگـرد جز ايـن كه بگـويـد او از مـن بهتـر و پـرهيزكـارتـــر است.
قسمت چهاردهم ( رواق های حرم حضرت عباس(ع) )
بر فراز حرم حضرت ابوالفضل(ع) گنبدي است به قطر 12 متر و با شكلي متمايز از ديگر گنبدها. گنبدي نيم كروي با نوك تيز و ساقهاي نسبتا بلند است و از آن، پنجرههايي با قوسهاي كمان ابرويي و نوك تيز به بيرون گشوده ميشود.
نماي داخل گنبد در قسمت ساقه كمربندي با زمينه بنفشه تيره است كه آياتي از قرآن كريم به رنگ سفيد برآن نقش بسته است.
چنان كه بر قسمتي از گنبد ثبت شده، به سال 1305 هجري آن را از كاشيكاريهاي بديعي برخوردار ساختهاند. اما در سال 1375 هجري قمري (1955م) اين گنبد طلاكاري شد. در اين سال علامه شيخ محمد خطيب طي تلگرامي به نخست وزير وقت عراق، محمد فاضل جمالي، درخواست كرد گنبد را طلاكاري كنند. بنابراين درخواست، طلاكاري گنبد انجام يافت و بر پايه اسناد موجود در مديريت اوقاف كربلا، 6418 خشت طلا بر پوشش گنبد به كار رفت. در قسمت پايين گنبد آياتي از قرآن همراه با آيينهكاري نقش بسته است. ارتفاع گنبد از روي زمين 39 متر است.
شاعر كربلايي،سيد مرتضي وهاب، به مناسبت طلاپوش كردن گنبد، شعري عربي گفته و در آن ماده تاريخ نيز آوردهاست. متن شعر وي چنين است:
شع ثغر الفجر نورا وانجلي عن سما الدنيا رداء الغيهب
مستطيلا من ذكا راد الضحي يخطف الابصار غيلا طفحا
وغزال الشرق مجدا سبحاو من الايات اوحي جمل
انشرت موجتها في المغبر
بكر الطير لي انواره زاحفا في الروض من او كاره
وانتشي البلبل من ازهارهو علي الاغصان بالشدو و علا
باغاريد الهوي و الطرب
سابحا وسط حشايم عميقمن خيال حالم فيه غريق
كلما يظما سلسال رحيقيجتني ثغر الاقاحي قبلا
فائزا منها ببنت الحسب
سحر الطرف بياض السحر محلا للسمع لحن الوتر
(ما لعيني عشيت بالنظر) اطلي الكاس تجلت ام طلي
قبّة صيغت بغالي الناشب
خلتها بالتبر لما برقت نار موسي جانب الطور بدت
ام سنا الشمس جلالا سجدت ام غريض الماء يشفي العللا
سال مشفوها بنهر سرب
انتشار الورد في الارض انتشر فتراءي كاللائي للبشر
ام تري ادركت الشمس القمر ام جلال الله بالقدر جلا
فتجلي للوري عن كثب
قبّة بالتبر لما طليت شرف التبر بها مذ حليت
فوق طود للمعالي بنيت من له و غي في كربلا
خالد رغم مرور الحقب
من بوجه الشمس فردا غبرا و اذاق القوم موتا احمرا
فاتحا نحو الفرات انحدرا غرف الماء و عنه عدلا
ذكر السبط و لما يشرب
قبّة فوق الثريا ارتفعت و علي الافاق بدرا طلعت
من ابي الفضل بنور سطعت وحكي تاريخها (صدقا علي
مرقد العباس تاج الذهب)
(سپيدي صبح از كرانه آسمان شكفت و آسمان دنيا جامه سياهي شب وانهاد.
آنگاه پرتوهاي خورشد بلندتر شد و بر زمين گسترد و به سرمستي و دلربايي ديدگان را در ربود.
و پرتو آفتاب چاشتگاهان درخاور گسترد و آياتي از زيبايي و نشانهايي از عظمت الهام كرد.
و موج اين پرتو در باختر نيز گسترد
آنگاه پرنده از لانه به بيرون پر زد و در زير اين نور صبحگاهي، در باغ و چمن به پروار درآمد.
بلبل از بوي گلهاي صبحگاهان، بوي خوش شنيد و عطر اين گلها بر شاخهها پراكند.
و اين همه با سرودهاي سرخوش و شادي همراه گشت
بلبل در ميان دريايي ژرف از خيالهاي رؤيايي شناور و در آن غرق ميشود.
هرگاه تشنه ميشود او را شرابي ناب است. و در اين جهت مگوي بابونه نيز بوسه ميچيند.
و او از اين باغ و بستان گلهاي معطر را از آن خود ميكند
سپيدي سحرگاهان ديده را سحر كرد و آهنگ خوش چنگ گوش را به خود دوخت.
ديده مرا چه شده است كه نيك نميبيند، آيا اين زيبايي جام است كه رخ نموده يا اين پوششي است كه:
گنبدي ساخته به گرانترين زيورها را پوشانده است
چون اين گنمبد به پوشش طلايش درخشيد، گمان بردم اين آتش موسي است كه در طور تجلي كرده است.
يا اين پرتو خورشيد است كه سر عظمت فرود ميآورد يا اين صداي خوش آبي است فرونشاننده تشنگي كه از نهري جاري جوشيده و آن را تشنهاي تا سركشد.
بوي گل در همه جاي زمين پراكنده است و گويا اين مرواريدي است كه اينك براي آدميان ميدرخشد يا گمان ميكني خورشيد است كه به ماه رسيده است و يا جلال خداوند است كه در شب قدري آشكار شده.
و از نزديك بر آدميان تجلي كرده است.
اين گنبدي است كه از آن روز به طلا آراسته شد طلا از آن افتخار يافت.
گنبدي است ساخته بر فراز بنياني بلند، كه مرقد شير بيشه شجاعت در كربلاست.
مردي جاودانه كه به رغم گذشت روزگاران همچنان ياد و نام او و حماسهاش باقي است.
مردي كه يكّه و يك تنه چونان گرد و خاكي از پيكار به پا كرد كه پرده آفتاب شد، و آن مهاجمان را طعم مرگي تلخ چشاند.
فاتحانه به سوي فرات پيش رفت و آنگاه مشتي آب براي نوشيدن برداشت و از آن نيز صرف نظر كرد.
او حسين را به ياد آورد كه هنوز آبي ننوشيده است
گنبدي است كه بر فراز اين كره خاكلي افراشته و بدري است كه بر كرانه افقها دميده است.
اين جلوه نور الوافضل است كه درخشيده، و تاريخ خويش بازگفت است: به راستي كه:
مرقد عباس تاجي از طلاست
گفتني است عبارت (صدقا علي مرقد العباس تاج الذهب) به حساب ابجد با عدد 1955 برابري ميكند و نمايانگر آن است كه نوسازي و طلاكاري گنبد به سال 1955 ميلادي انجام پذيرفته است.
سيد محمد بن سيد حسن حلي نيز در شعري ماده تاريخ نوسازي گنبد را به تاريخ قمري آورده ا ست:
قبّة العباس لما ذهبت شرف الابريز منها المراقدا
لمتزد فخرا به من بعد ما شرف اذ حلّ فيها الاسد
قلت مذ شعت نضارا وغدا البدر منه خجلا و الفرقد
لمتنر بالتبر لا بل ارخوا بابي الفضل انار العسجد
(گنبد عباس است كه چون طلاكاري شد، طلا از آن شرافت يافت اين مرقدي است كه:
از آن پس كه شير خدا عباس در آن به خاك سپرده شده و بدين سان شرافت يافته ديگر هيچ افتخاري افزون بر آن نيابيده است.
آن دم كه نور اين مرقد تابيده و ماه و ستاره قطب از آن خجل شد، گفتيم:
اين گنبد نورانيت خويش از طلا نگرفته است. چنين نيست. تاريخ آن بگوي: بلكه اين طلاست كه به ابوالفضل نورانيت يافته است).
گفتني است در اين شعر، عبارت: (بابي الفضل انار العسجدا) به حساب ابجد نمايانگر عدد 1376 است كه تاريخ قمري طلاكاري گنبد را نشان ميدهد.
تخریب قبور ائمه بقیع ( )

سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع (ع) بر همه شیعیان تسلیت باد
هیئت فاطمیون شهرستان انار
8 شوال ( تقویم شیعه )
ویرانی قبور ائمه بقیع
در این روز در سال 1344 هـ ق قبور ائمه بقیع (ع) و نیز قبر حمزه در احد به دست وهابیون تخریب شد.
شخصيت زن از ديدگاه پيامبر (ص) ( نگرشی بر جایگاه زن )
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم نسبت به زن احترام خاصى قايل بود و مرتباً درباره محبت و مهربانى و مداراى با آنها سفارش مىكرد، به زنان سلام مىكرد و مكرر مىفرمود:
من از دنياى شما سه چيز را دوست مىدارم و آن سه چيز عبارتاند از:
عطر، زن و نماز كه روشنى چشم من است. (1)
ناگفته پيدا است كه اين سخن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خاطر شهوت و غريزه جنسى نبود، بلكه آن حضرت با ايراد چنين سخنانى مىخواست زنان را كه در نظر اعراب، موجودى بىارزش و در حد يك حيوان بودند، بزرگ جلوه دهد. بدين جهت، زن را در رديف نماز كه امرى عبادى و مقدس است، قرار داد و با اين تعبير، زن را به بالاترين مقام ترقى داد.
«ميمونه»، همسر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مىگويد: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شنيدم كه مىفرمود: بهترين مردان امت من كسى است كه نسبت به همسر خود بهترين رفتار را داشته باشد و بهترين زنان امت من كسى است كه نسبت به همسر خويش بهترين كردار را داشته باشد. هر زنى كه آبستن مىشود، هر شب و روزى كه بر وى مىگذرد، برابر با هزار شهيد، اجر و پاداش دارد. بهترين زنان امت من زنى است كه در آنچه معصيت نباشد، رضاى شوهر را به دست آورد و بهترين مردان امّت من، مردى است كه با خانوادهاش به لطف و مدارا زندگى كند. چنين مردى هر روزى كه بر او بگذرد، اجر صد شهيد دارد.
عمر گفت: يا رسولاللَّه! چگونه مىشود زنى كه رضايت شوهرش را به دست آورد، اجر هزار شهيد و مردى كه با خانوادهاش مدارا كند، اجر صد شهيد را داشته باشد؟
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: بدان كه اجر زنان، نزد خداوند، بيش از اجر مردان است. به خدا سوگند كه ستم شوهر نسبت به زن، بعد از شرك به خدا، بزرگترين گناهان است. نسبت به رفتار با موجود ضعيف (زن و يتيم) از خدا بترسيد كه خداوند به خاطر ايشان، شما را مؤاخذه خواهد كرد. هر كه به اين دو نيكى كند، رحمت الهى نصيب او شود و هر كه بدى نمايد، مورد سخط و خشم الهى واقع شود.(2)
رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم معيار جوانمردى و فرومايگى انسان را چنين بيان مىفرمايد: جوانمردان، كسانى هستند كه زنان را گرامى مىدارند و فرومايگان نسبت به آنان اهانت مىنمايند. (3)
و در حديث ديگر مىفرمايد: بهترين شما كسى است كه با خانوادهاش رفتار نيك داشته باشد. من نيز با خانوادهام چنينام.(4)
ابنعباس از پيامبر گرامى صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت مىكند: هركس دخترى داشته باشد و نسبت به او اهانتى روا ندارد و فرزند پسرش را بر او ترجيح ندهد، خداوند او را داخل بهشت مىكند. (5 )
و نيز مىفرمايد: هركسى كه از بازار، متاع و تحفهاى به خانه آرد، اول به دختران بدهد و سپس به پسران. هر آن كس كه دختران را شاد كند، گويى كه از ترس خدا گريسته است، يعنى همان تقرب و پاداش را دارد.(6)
1 ـ روش خوشبختى، ص 89.
2ـ روش خوشبختى، ص 78 تا 79.
3 ـ ما اكرم النساء الا كريم و ما اهانهن الا لئيم. (آيين همسردارى، ص 6).
4 ـ خيركم خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى.(حقوق و حدود زن در اسلام، ص 44- 47).
5 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.
6 ـ محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خاتم پيامبران، ج 1، ص 183.
پنج درس ارزشمند و آموزندهاز امام رضا(ع) ( )
1.بوسعيد خراسانى حكايت كند:
روزى دو نفر مسافر از راه دور به محضر امام رضا عليه السلام وارد شدند و پيرامون حكم نماز و روزه از آن حضرت سؤ ال كردند؟
امام عليه السلام به يكى از آن دو نفر فرمود: نماز تو شكسته و روزه ات باطل است و به ديگرى فرمود: نماز تو تمام و روزه ات صحيح مى باشد.
وقتى علّت آن را جويا شدند؟
حضرت فرمود: شخص اوّل چون به قصد زيارت و ملاقات با من آمده است ، سفرش مباح مى باشد؛ ولى ديگرى چون به عنوان زيارت و ديدار سلطان حركت نموده ، سفرش معصيت است 2.در بين مسافرتى كه امام رضا عليه السلام از شهر مدينه به سوى خراسان داشت ، هرگاه ، كه سفره غذا پهن مى كردند و غذا چيده و آماده خوردن مى شد، حضرت دستور مى داد تا تمامى پيش خدمتان سياه پوست و ... بر سر سفره طعام حاضر شوند؛ و سپس حضرت كنار آن ها مى نشست و غذاى خود را ميل مى نمود.
اطرافيان به آن حضرت اعتراض كردند كه چرا براى غلامان سفره اى جدا نمى اندازى ؟!
امام عليه السلام فرمود: آرام باشيد اين چه حرفى است ؟!
خداى ما يكى است ، پدر و مادر ما يكى است و هركس مسئول اعمال و كردار خود مى باشد.
3. محمّد بن سنان گويد:
چند روزى پس از آن كه امام موسى كاظم عليه السلام رحلت نمود و امام رضا عليه السلام جاى پدر، در منصب امامت قرار گرفت و مردم در مسائل مختلف به ايشان مراجعه مى كردند.
به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! ممكن است از طرف هارون به شما آسيبى برسد و بهتر است محتاط باشيد.
امام عليه السلام اظهار داشت : همان طور كه جدّم ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه ابوجهل ، موئى از سر من جدا كند، من پيغمبر نيستم ، من نيز مى گويم : اگر هارون موئى از سر من جدا كند من امام و جانشين پدرم نخواه بود
4.يكى از اصحاب امام رضا عليه السلام به نام معمّر بن خلاد حكايت نمايد:
هر موقع سفره غذا براى آن حضرت پهن مى گرديد، كنار آن سفره نيز يك سينى آورده مى
شد.
پس امام عليه السلام از هر نوع غذا، مقدارى بر مى داشت و داخل آن سينى قرار مى داد و به يكى از غلامان خود مى فرمود كه تحويل فقراء و تهى دستان داده شود.
سپس به دنباله آن ، اين آيه شريفه قرآن : فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ را تلاوت مى نمود؛ و مى فرمود: خداوند جلّ و على مى داند كه هر انسانى براى كسب مقامات عاليه بهشت ، توان آزاد كردن غلام و بنده را ندارد.
به همين جهت ، اطعام دادن و سير گرداندن افراد را وسيله اى براى ورود به بهشت قرار داده است .
5.سليمان بن جعفر - كه يكى از اصحاب حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام است - حكايت كند:
يكى از نوادگان امام سجّاد عليه السلام - به نام علىّ بن عبيداللّه - مشتاق ديدار و زيارت امام رضا عليه السلام بود، به او گفتم : چه چيزى مانع از رفتن به محضر شريف آن حضرت مى باشد؟
پاسخ داد: هيبت و جلالت آن بزرگوار مانع من گرديده است .
اين موضوع سپرى گشت ، تا آن كه روزى مختصركسالتى بر وجود مبارك امام عليه السلام عارض شد و مردم به عيادت و ملاقات آن حضرت مى آمدند.
پس به آن شخص گفتم : فرصت مناسبى پيش آمده است و تو نيز به همراه ديگر افراد به ديدار و ملاقات آن حضرت برو، كه فرصت خوبى خواهد بود.
لذا علىّ بن عبيد اللّه به عيادت و ديدار امام رضا عليه السلام رفت و با مشاهده آن حضرت بسيار مسرور و خوشحال گرديد.
مدّتى از اين ديدار گذشت و اتّفاقا علىّ بن عبيداللّه روزى مريض شد؛ و چون خبر به امام عليه السلام رسيد، حضرت جهت عيادت از او حركت نمود؛ و من نيز همراه آن بزرگوار به راه افتادم ، چون وارد منزل او شديم ، حضرت مختصرى كنار بستر او نشست و از او دلجوئى نمود.
و پس از گذشت لحظاتى كه از منزل خارج شديم ، يكى از بستگان آن شخص گفت : همسر علىّ بن عبيداللّه بعد از شما وارد اتاق شد و جايگاه جلوس حضرت رضا عليه السلام را مى بوسيد و بدن خود را به وسيله آن محلّ تبرّك مى نمود
نام كتاب : چهل داستان و چهل حديث از امام رضا عليه السلام
مؤ لّف : عبداللّه صالحى
نام كتاب : چهل داستان و چهل حديث از امام رضا عليه السلام
مؤ لّف : عبداللّه صالحى
داستانهایی از زندگی امام رضا(ع) ( )
در بعضى از روايات آمده است :
روزى يكى از منافقين به حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام عرضه داشت : بعضى از شيعيان و دوستان شما خمر (شراب مست كننده ) مى نوشند؟!
امام عليه السلام فرمود: سپاس خداوند حكيم را، كه آن ها در هر حالتى كه باشند، هدايت شده ؛ و در اعتقادات صحيح خود ثابت و مستقيم مى باشند.
سپس يكى ديگر از همان منافقين كه در مجلس حضور داشت ، به امام عليه السلام گفت : بعضى از شيعيان و دوستان شما نبيذ مى نوشند؟!
حضرت فرمود: بعضى از اصحاب رسول اللّه صلى الله عليه و آله نيز چنين بودند.
منافق گفت : منظورم از نبيذ، آب عسل نيست ؛ بلكه منظورم شراب مست كننده است .
ناگاه حضرت با شنيدن اين سخن ، عرق بر چهره مبارك حضرت ظاهر شد و فرمود: خداوند كريم تر از آن است كه در قلب بنده مؤ من علاقه به خمر و محبّت ما اهل بيت رسالت را كنار هم قرار دهد و هرگز چنين نخواهد بود.
سپس حضرت لحظه اى سكوت نمود؛ و آن گاه اظهار داشت :
اگر كسى چنين كند؛ و نسبت به آن علاقه نداشته باشد و از كرده خويش پشيمان گردد، در روز قيامت مواجه خواهد شد با پروردگارى مهربان و دلسوز، با پيغمبرى عطوف و دل رحم ، با امام و رهبرى كه كنار حوض كوثر مى باشد؛ و ديگر بزرگانى كه براى شفاعت و نجات او آمده اند.
وليكن تو و امثال تو در عذاب دردناك و سوزانِ برهوت گرفتار خواهيد بود
نام كتاب : چهل داستان و چهل حديث از امام رضا عليه السلام
مؤ لّف : عبداللّه صالحى
حدیث ( )
زمانى بر مردم خواهد آمد كه درآن عافيت ده جزء است كه نه جزء آن در كناره گيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.
جایگاه زن قبل از اسلام ( نگرشی بر جایگاه زن )
اسلام، با آن آيين مترقى و پيشرفته خود، براى زن ارزش و احترام بسيارى قايل است. زن در مفهوم انسانيت با مرد هيچگونه فرقى ندارد و مرد را بر او امتيازى نيست. زن، مانند مرد، عضو كامل جامعه است و شخصيت حقوقى مستقل دارد. زن در جامعهى اسلامى برخوردار از استقلال فكرى و اقتصادى است و در زندگى خود، در تصميمگيرى آزاد است و به ميل خود بر اساس موازين شرعى مىتواند با هر كه بخواهد ازدواج كند.
زن از لحاظ شخصيت حقوقى تا آنجا مستقل است كه مىتواند براى شير دادن مولودش از شوهرش مزد مطالبه كند و بدون دخالت شوهر مىتواند كشاورزى يا تجارت كند.(1)
اسلام دست به يك عمل انقلابى زد كه پيش از آن بىسابقه بود و آن عبارت است از شركت زنان در جنگ. در جنگ «خيبر» كه در سال هفتم هجرى روى داد، تعدادى از زنان اجازه يافتند، در جنگ شركت نمايند. «ابن اسحاق» از زنى كه در اين جنگ شركت جسته بود، چنين روايت مىكند: هنگامى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم عازم جنگ خيبر بود، من با تنى چند از زنان قبيله بنىغفار به نزد آن حضرت رفتيم تا به ما اجازه شركت در جنگ جهت مداواى مجروحان و زخم ديدگان و كمكهاى ديگرى كه از ما برمىآمد، بدهد و به همراه لشكر اسلام باشيم. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم به ما اجازه شركت داد و فرمود: به اميد خدا!
ما به همراه مسلمين عازم خيبر شديم و تا پايان جنگ به پرستارى و مداواى مجروحان پرداختيم. چون كار جنگ پايان يافت و مسلمانان پيروز شدند، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در تقسيم غنايم جنگى براى ما سهمى قايل شد. از آن جمله گردنبندى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آن را به عنوان غنيمت جنگى به من داد. من هرگز آن را از خود دور نكرده و نخواهم كرد.
گردنبند اين زن همچنان باقى بود تا آنكه مرگش فرارسيد. به هنگام مرگ، وصيت كرد كه آن را با وى دفن كنند. (2)
به آيات قرآن كه مراجعه كنيم مىبينيم، حقوق و تكاليف زن و مرد مساوى است: «زنان و مردان نسبت به يكديگر حقوق متقابل دارند.» (3)
يعنى همان طورى كه زن و مرد از لحاظ عقل و شعور و هوش متساوىاند و در مفهوم انسانيت هيچگونه تفاوتى با يكديگر ندارند، از لحاظ حقوق و تكاليف نيز برابرند. هرگونه تكليف و حقى كه زن نسبت به مرد دارد، عينا مرد همان حق و تكليف را نسبت به زن بايد داشته باشد. از اين جهت است كه «ابنعباس (ره)» مىگويد: به حكم همين آيه شريفه، من ناچارم خودم را براى همسرم آرايش كنم، همانگونه كه او خودش را براى من آرايش مىكند. (4)
1 ـ اسلام چنان كه بود، ص 126.
2 ـ سيره ابنهشام، ج 2، ص 234.
3 ـ و لهن مثل الذى عليهن... (بقره/ 228).
4 ـ اسلام چنان كه بود، ص 123
آداب نماز عید فطر ( )
قبل از خروج از منزل به نیت انجام دستور خداوند، با یك یا چند دانه خرما افطار نموده ،و دعایی را كه در این مورد رسیده است بخواند. زیرا در این دعا نیز امامش – درود و سلام خدا بر او و پدران و فرزندانش – ذكر شده و باید در مضمون دعا تأمل كند. زیرا دعا به روشنی می گوید كه رفتن به سوی نماز، رفتن به طرف خداوند است. بنابراین باید نشانه دیدار با خدا را داشته باشد. اگر بتواند باید به اندازه بزرگی خدا و شناخت منت او، در اجازه دیدارش بلكه دعوت به این كرامت، آنگونه كه شایسته است ادب این مقام را رعایت كند. ولی خیلی بعید است این مخلوق ضیعف بتواند آنگونه كه شایسته این مجلس است تواضع و احترام و شكرگزاری نماید. بنابراین باید همراه با اعتراف به ناتوانی به اندازه ای كه می تواند سپاسگزاری و متواضع باشد .
( )

فرا رسيدن عید سعيد فطر روز پاداش گرفتن و روز رحمت الهی را به شما مهمانان الهي تبريـك و تهنيت عرض می نماییم
هیئت فاطمیون شهرستان انار
برخي از اعمال شب عيد فطر ( )
در فضيلت و ثواب عبادت و احياى عيد فطر احاديث بسياري گفته شده و روايت شده است كه آن شب كمتر از شب قدر نيست. براي درک اين شب عزيز انجام اعمالي از ائمه (ع) به ما سفارش شده است.
برخي از اعمال روز عيدفطر
نماز عيد فطر
وقت نماز عيد فطر از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر. در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب، افطار شود و زكات فطره داده شود و بعد از آن نماز عيد بجا آورده شود.
نماز عيد فطر 2 ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره بايد 5 تكبير بگويد، و بعد از هر تكبير 1 قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبيرى بگويد و به ركوع رود و 2 سجده بجا آورد و برخيزد، و در ركعت دوم چهار مرتبه تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد. در قنوت نماز عيد هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است.
نماز عيد، سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره شمس و در ركعت دوم سوره غاشيه را بخوانند، يا در ركعت اول سوره سبح اسم و در ركعت دوم سوره شمس را بخوانند.
مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و نماز را بلند بخوانند.
منبع موسسه همشهری
عید فطر صحنه ای از قیامت ( )
حضرت علی (ع) به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن ، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است :
ای مردم! این روز شما ، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند.
دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای بازماندگان است .
(عید فطر) شبیه ترین روز به روز قیامت است. - چون در قیامت عده ای که زیان کارند ، تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند . -
وقتی از منازلتان برای خواندن نماز خارج می شوید ، به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت .
وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند. وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت .
ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد: "هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید ."
ویژگىهاى عید فطر از دیدگاه حضرت علی(ع) ( )
1- روزى كه نیكوكاران ثواب مىبرند.
«هذا یوم یثاب فیه المحسنون».
2- روزى كه گنهكاران زیان مىبینند.
«و خسر فیه المبطلون»
3- شبیهترین روز به روز قیامت است.
«أشبه بیوم قیامكم».
چون در قیامت عدهاى كه زیان كارند، تاسف مىخورند و غضبناك مىگردند و عدهاى كه نیكوكارند رستگار و متنعم به نعمتهاى الهى مىشوند.
4- روز عبرت گرفتن.
«فاذكروا بخروجكم»
وقتى از منازلتان براى خواندن نماز عید خارج مىشوید، به یاد آورید زمانى را كه از منزل بدن خود خارج خواهید شد و سوى خداى خود خواهید رفت.
«من الأجداث إلى ربكم»
وقتى در جایگاه نماز خود مىایستید به یاد آورید زمانى را كه در محضر عدل الهى مىایستید و از شما حسابرسى مىكنند.
«و اذكروا وقوفكم بین یدى ربكم»
وقتى از نماز به منازلتان بر مىگردید به یاد آورید زمانى را كه به منازل خود در بهشتخواهید رفت.
«و اذكروا منازلكم فى الجنة»
5- روز بشارت غفران و بخشش الهى.
«أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم».
پيشفروشى زن در زمان جاهليت ( نگرشی بر جایگاه زن )
اعراب، حتى دختر را پيش از تولد، شوهر مىدادند. پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در حجةالوداع مشغول انجام مناسك حج بود. روزى مردى در حالى كه سوار بود و تازيانهاى در دست داشت، سر راه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را گرفت و عرض كرد:
يا رسولاللَّه!از مردى به نام «طارق» شكايتى دارم. سالها پيش، در دوران جاهليت، من و «طارق بن مرقع» در جنگى شركت داشتيم. طارق احتياج به نيزهاى پيدا كرد و فرياد زد:
هر كه نيزهاى به من بدهد، پاداشش را خواهم داد.
من گفتم: اگر به تو نيزه بدهم چه پاداشى مىدهى؟
گفت: قول مىدهم، اولين فرزند دخترم كه به دنيا آمد، براى تو بزرگ كنم. من پذيرفتم و نيزه را دادم.
سالها گذشت تا اينكه اخيراً اطلاع يافتم، او داراى دخترى شده است. به نزدش رفتم و قصه را به يادش آوردم و مطالبه دَيْن خود كردم، ولى او زير بار نمىرود و مجددا درخواست مَهْريه مىكند. اكنون آمدهام تا حقّم را بگيرم.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: دختر در چه سنى است؟
عرض كرد: بزرگ شده و حتى تارهاى مويش سپيد است.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمود: بگذار دختر، سرنوشتش را خود تعيين كند و در انتخاب همسر آزاد باشد. (1)
1 ـ نظام حقوق زن در اسلام، ص 56.
جنايات نسبت به زنان و دختران ( نگرشی بر جایگاه زن )
در ميان بعضى قبايل، رسم چنين بود كه زنان باردار به هنگام وضع حمل به نقطهاى دور از خانوادههاى خود در صحرا مىرفتند و با كمك زنان ديگر به حفر گودال مىپرداختند تا اگر نوزاد دختر باشد، کودك بىگناه را در ميان گودال دفن نمايند و زحمت پدر در به خاك سپردن فرزند، كم شود.
در نتيجه، با كشتن دختران بىگناه از تعداد زنان كاسته مىشد و بالاجبار، هر سه يا چهار مرد با يك زن ازدواج مىكردند. چنين ازدواجى را «ضمد» مىناميدند. زن، پس از وضع حمل، به ناچار، به شوهران خود مراجعه مىكرد و از ميانشان پدرى براى فرزند خويش پيدا مىنمود و نوزاد به هر كدامشان كه بيشتر شباهت داشت، تعلق مىيافت و او پدرش محسوب مىشد. (1)
حال، بايد ديد فرزندانى كه از خون و شير مادرانى كه داراى همسران متعددى بودند، تغذيه مىكردند، داراى چه روحيه و خلق و خويى مىشدند و در جامعه چه ارزش و قيمتى داشتند؟
در اعراب عصر جاهليت، مادر هيچگونه نقشى در سرنوشت فرزندان خويش نداشت و تنها پدر بود كه از اختيارات نامحدود درباره فرزندان استفاده مىكرد. حتى مادر با آن همه عواطف مادرى كه وديعه الهى است، نمىتوانست از زنده به گور شدن دختران جلوگيرى كند و ناگزير شاهد مرگ جانگداز جگرگوشهاش- كه قلب كوچكش مالامال از اميد به زنده ماندن و زيستن بود- مىشد. (2)
1 ـ حقوق زن در اسلام و اروپا، ص 66.
2ـ آمنه (س)، مادر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم، پاورقى ص 33.
جایگاه زن قبل از اسلام ( نگرشی بر جایگاه زن )
جایگاه زن در عصر جاهلیت
زنان عرب در دورهى قبل از اسلام، نه تنها از حقوق اوليه انسانى بهرهاى نداشتند، بلكه از هر حيوانى پستتر و زبونتر به شمار مىرفتند. با زنان و دختران، مانند چهارپايان رفتار مىكردند و آنان را به صورت كالا در معرض خريد و فروش قرار مىدادند.
زنده به گور كردن دختران در ميان پارهاى از اعراب به ويژه طايفه اسد و تميم رواج داشت. اينان، به خاطر حماقت و نادانى، دخترانشان را زنده به گور مىكردند. (1)
ين عمل جنونآميزشان بدان خاطر بود كه مبادا دخترانشان در جنگ به اسارت دشمن درآيند و موجب ننگ و عارشان گردند و نيز معتقد بودند، اگر دخترانشان با افراد بيگانه ازدواج كنند، سبب ازدياد نفوسشان گشته و در نتيجه به روزيشان افزوده خواهد شد و اين، موجب شكست اينان مىشود، ولى قرآن كريم علت اصلى كشتن فرزندان را فقر و ندارى و تنگدستى مىداند.
«فرزندانتان را از بيم تنگدستى مكشيد. ما به آنان و به شما روزى مىرسانيم.»(2)
«فرزندانتان را از بيم ندارى و تنگدستى مكشيد. ما به شما و آنان روزى مىرسانيم.»(3)
در اين دو آيه شريفه علت اصلى فرزندكشى بيم ندارى و گرسنگى معرفى شده است.
به هر حال، چه عامل اقتصادى و چه عوامل ديگر، هرچه باشد، سبب شدند كه زنده به گور شدن دختران در ميان اعراب جاهلى به صورت رسم و عادت درآيد و به ديگر قبايل سرايت كند.
قرآن كريم درباره وضع زن در جاهليت و عكسالعمل مرد نسبت به او چنين مىفرمايد: «وقتى به مردى خبر داده مىشد كه دخترى پيدا كرده، رنگش از خشم تيره مىشد و از روى شرمندگى از انظار مردم پنهان مىگشت. سپس يا با نهايت بىعلاقگى از دختر نوزاد، نگهدارى مىكرد و يا كودك بىگناه را زير خاك پنهان مىنمود.» (4)
نحوه دختركشى در ميان قبايل عرب، متفاوت بود. بعضى نوزاد دختر را سر مىبريدند و بعضى ديگر از بالاى كوه پرتاب مىكردند و گروهى نيز در آب غرق مىكردند.
1 ـ الامام على صوت العداله الانسانيه، ص 7.
2 ـ و لا تقتلوا اولادكم خشيه إملاق. نحن نرزقهم و إياكم. (اسراء/ 31).
3 ـ و لا تقتلوا اولادكم من املاق. نحن نرزقكم و اياهم. (انعام/ 151).
4 ـ و اذا بشر احدهم بالانثى، ظل وجهه مسودا و هو كظيم. (نحل/ 58 و 59).
..: آخرين ارسال ها :..
لينك ثابت //***//