
پيغام مدير :
حال : دست بر سر نهاده به تمام قد ايستاده و پاره تن امير المومنان سلام الله عليه را خطاب قرار داده عرض مي نمايم السلام عليك يا منتقم آل محمد(ص)

--------------------
كد لينك ما :
فرهنگ احادیث فاطمی
تقویم شیعه
رواق های حرم حضرت عباس(ع)
منتظران مهدي فاطمه(سلام خدا بر مادر و فرزند)بدانيد
عکسهای کربلا و نجف
با شهیدان شهرمان
وقایع تاریخی
نگرشی بر جایگاه زن
براي جستجو در همين صفحه وبلاگ واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
نام قالب: فاطميون
طراح گرافيكي: محسن احمدي
كدنويسي: مجيد شفيعي
تاريخ ساخت: 12/4/1387
تلفن : 09139915319
كاري از : گروه طراحي سايت سيگنال و ايران گرافيك
دعاهای حضرت زهرا(ع) در روز قیامت ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دعاؤها عليهاالسلام في يوم القيامة لدفع العذاب عن محبيها
روى عن محمد بن مسلم الثقفي انه قال: سمعت اباجعفر عليهالسلام يقول: لفاطمة عليهاالسلام وقفة على باب جهنّم، فاذا كان يوم القيامة كتب بين عيني كل رجل مؤمن او كافر، فيؤمر بمحبّ قد كثرت ذنوبه الى النار، فتقرء فاطمة عليهاالسلام بين عينيه محبّاً، فتقول:
اِلهي وَ سَيِّدى سَمَّيْتَني فاطِمَةَ، وَ فَطَمْتَ بي مَنْ تَوَلاَّني وَ تَوَلّي ذُرِّيَّتي مِنَ النَّارِ، وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ، وَ اَنْتَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ.
فيقول الله عز و جل: صدقت يا فاطمة، انى سميتك فاطمة و فطمت بك من احبك و تولاك و احب ذريتك و تولاهم من النار، و وعدى الحق، و انا لا اخلف الميعاد- الى ان قال:- فمن قرأت بين عينيه مؤمناً، فخذى بيده و ادخليه الجنة.
دعاى آن حضرت در روز قيامت براى بر طرف شدن عذاب از دوستانش
از امام باقر عليهالسلام روايت شده كه فرمود: حضرت فاطمه عليهاالسلام لحظهاى در كنار جهنم توقف مىكند- در آن روز در پيشانى هر كس ايمان و كفر او نقش بسته است- فرمان داده مىشود كه مؤمنى كه بسيار گناه كرده را به جهنم بيندازند، آن حضرت در پيشانى او محبت و دلبستگى او را بخاندان پيامبر مىبيند، و مىگويد:
اى پروردگار من و اى مولايم! مرا فاطمه ناميدى، و دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را بوسيله من از آتش رهانيدى، و وعده تو حق است و تو خلف وعده نمىكنى.
حدیث ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دستور العملی جامع از پیامبر(ص)
در وقتی كه بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) بر من وارد شد، فرمود:ای فاطمه! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهی: قرآن را ختم كنی، و پیامبران را شفیعت گردانی، و مؤمنین را از خود راضی كنی، و حجّ و عمره ای را به جا آوری.این را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتم:
یا رسول اللّه! به چهار چیز مرا امر فرمودی در حالی كه بر آنها قادر نیستم! آن حضرت تبسّمی كرد و فرمود:
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانی مثل این است كه قرآن را ختم كردهای، و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستی، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیم بود، و چون برای مؤمنین استغفار كنی، آنان همه از تو راضی خواهند شد، و چون بگویی:
سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبرُ، حجّ و عمره ای را انجام دادهای.
فرهنگ احادیت فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
فلسفه وصیتنامه سیاسی حضرت فاطمه(س)
همه می پرسند:
چرا قبر فاطمه (س) مخفی است؟
چرا مراسم کفن و دفن آن یگانه دخت پیامبر به گونه ای مخفی و پنهان برگزار شده است؟
چرا مراسم تشییع جنازه و نماز بر پیکر کوثر قرآن ، بدون اطلاع مردم مدینه ، غریبانه برگزار گردید؟
و پاسخ می شنوند که: حضرت زهرا خود وصیت کرده بود.
می پرسیم چرا؟
فلسفه وصیتنامه آن بزرگوار چیست؟
برای روشن شدن حقایق تاریخی، علل و عوامل وصیتنامه سیاسی، در تداوم خط مبارزه منفی حضرت زهرا(س) باید متن وصیتنامه را بدقت ارزیابی کرد.
حضرت زهرا(علیهاالسلام) در کاغذی نوشت که:
(امتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی(ع) شکستند و نادیده گرفتند، حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند، آنها که نسبت به حق ما ظلم روا داشتند و ارث مرا غاصبانه تصرف کردند و سند مالکیت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودند و به آتش کشیدند، آنها گواهان و شاهدان مرا تکذیب نمودند، «سوگند به خدا که گواهان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمؤمنین علی(ع) و امّ ایمن بودند.»
آنها در روز یاری و حمایت از ما در خانه های خود خزیدند و دست از یاری ما کشیدند امام علی (ع) مرا همراه با حسن و حسین شب و روز برای بیداری امت غفلت زده بخانه های مهاجر و انصار می برد و من آنها را نسبت به خدا و پیامبر(ص) و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم:
به ما اهل بیت ظلم روا مدارید، و حق مسلمی را که خدا به ما بخشیده است ، غصب نکنید.
در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم، اما در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند.
تا آنکه به خانه ما هجوم آوردند، و با جمع آوری هیزم فراوان و آتش زدن آن خواستند، خانه را و ما را که در آن بودیم در آتش بسوزانند.
آیا چنین امتی سزاوار است که بر من نماز بگذارد. )
ارشاد القلوب، ص 263 و بحارالانوار ج 43 ص 204
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دفاع تا رهایی و سلامت امام (ع)
آنگاه که سلمان فارسی از یگانه دخت پیامبر(ص) خواست تا دست از نفرین و ناله ، بردارد و به خانه بر گردد، فرمود:
قالت: وَیلَهُم یا سلمانُ ! یریدونَ اَن یُوتِمُوا وَلَدَیَّ الحسنینِ فَوَاللهِ یا سلمانُ! لا أُدخلی عن بابِ المسجِدِ حَتّی أََری اِبنَ عَمّی سالماً بِعَینی
(وای بر آنان ای سلمان! آنها می خواهند دو فرزند من حسن و حسین(ع) را یتیم و بی سرپرست نمایند، ای سلمان! سوگند به خدا از درب مسجد مدینه پا بیرون نمی گذارم تا آن که پسر عموی خود را با چشمان خودم، (رها شده) و سالم مشاهده نمایم. )
و پس از لحظاتی چند که در میان سکوت و اندوه و شگفتی حاضران ، مهاجمین دست از امام کشیدند و امام علی(ع) تنها و مظلوم از مسجد مدینه بیرون آمده راه خانه را در پیش گرفت، حضرت زهرا(علیها السلام) به شوهر معصوم خود نگریسته و فرمود:
قالت: روحی لِروحکَ الفداء، و نَفسی لِنفسکَ الوقاءِ یا اَبالحسن! اِن کٌنتَ فی خیرٍ کُنتُ مَعَکَ وَ اِن کُنتَ فی شَرٍّ کُنتُ مَعَکَ.
(علی جان، جانم فدای جان تو، و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، یا ابالحسن!
همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیکی بسر می بری با تو خواهم زیست و با اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی ، باز هم با تو خواهم بود)
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
دفاع از امام(ع) در مسجد آنگاه که امام(ع) را مظلومانه و با ستم به مسجد بردند، حضرت زهرا(س) وارد مسجد شد و فرمود: فَقالت: خَلُّوا عَن اِبنِ عَمّس فَوَالَّذی بَعَثَ مُحمداً بالحقِّ لَئِن لَم تُخلُّوا عَنهُ لَأنشِرنَّ شَعری وَ لَأَضَعَنَّ قَمیصَ رسولِ الله عَلی رَأسی و َلَأَصرُخَنَّ ألی الله تَبارک َ وَ تَعالی فَما ناقه صالحٍ بِأکرَمَ عَلَی اللهٍ مِنّی وَلا الفَصیلُ بِأَکرمَ عَلَی اللهِ مِن وُلدی قیمتش زیادتر نبود) (رها کنید پسر عموی مرا؛ قسم به آن خدایی که محمد (ص) را به حق برانگیخت . اگر از علی دست بر ندارید، گیسوان خود را پریشان کرده و پیراهن رسول خدا(ص) را بر سر افکنده و در برابر خدا فریاد خواهم زد، یقین بدانید که ناقه صالح ، در نزد خدا از من گرامی تر و بچه آن ناقه نیز از فرزندان من قدر و قیمتش زیادتر نبود... دفاع از جان امام پس از بردن امام(ع) به مسجد، در آن ازدحام جمعیت، عمر با شمشیر برهنه تهدید کرد که:اگر با ابوبکر بیعت نکنی گردنت را می زنم . در این هنگام حضرت زهرا(علیها السلام) خطاب به ابوبکر فرمود: قالت: یا ابابکر أَتریدُ أَن تُرمِّلنی مِن زَوجی؟ وَ اللهِ لَئن لَم تَکُفَّ عَن لَأنشرَنَّ شَعری وَلَاُشُقَّنَّ جَیبی وَلآتِینَّ قَبرَ أََبی (ای ابوبکر! آیا می خواهی شوهرم را از دستم بگیری؟ سوگند به خدا اگر دست از او بر نداری ، موی سرم را پریشان می کنم و گریبان چاک زده کنار قبر پدرم رسول خدا می روم) سپس دست امام حسن و حسین(ع) را گرفت تا در کنار قبر پیامبر(ص) با نفرین تهدید خود را تحقق بخشد. امام علی(ع) به سلمان فرمود: «سلمان فاطمه را دریاب ، گوئی دو طرف مدینه را می نگرم که به لرزه درآمد، سوگند به خدا اگر فاطمه(س) موی خود را پریشان کند و گریبان خود را چاک نماید و در کنار قبر پیامبر(ص)نفرین و ناله سر دهد، دیگر مهلتی برای مردم مدینه باقی نمی ماند، و زمین همه آنها را در کام مرگبار خود فرو می برد » سلمان شتابان خدمت زهرا(س) رسید و گفت: (ای دختر محمد(ص)! خداوند پدرت را مایه رحمت جهانیان قرار داده است، خواهش می کنم به خانه برگرد و نفرین در حق مردم نادان مکن.) حضرت فاطمه(س) پاسخ داد: فقالت : یا سلمانُ! یُریدونَ قَتلَ علیٍّ وَما عَلی عَلیٍّ صَبرٌ فَدَعنی حَتّی آتیَ قَبرَ أَبی فَانشِرنَّ شعری، وَ أَشُقَّ جیبی وَ أَصیحَ اِلی رَبّی (ای سلمان! آنها قصد جان علی(ع) را دارند، و من در شهادت علی(ع) نمی توانم صبر کنم ، صبرم تمام شده ، مرا به حال خود بگذار تا کنار قبر پدرم بروم، موهایم را پریشان نمایم، گریبان چاک دهم و به درگاه خدا ناله سر دهم.) سلمان فارسی که فاطمه(س) را برای ناله و نفرین مصمّم یافت، گفت: امام علی(ع) مرا فرستاد و فرمود که به شما بگویم: (فاطمه بخانه بازگردید و از ناله و نفرین خودداری کنید) وقتی حضرت زهرا(س) پیام امام را شنید فرمود: قالت: اذاً اَرجِعَ واَصبِرَ واَسمَعَ لَهُ واُطیعَ (حال (که شوهرم و امام من ، فرمان داده است که به خانه بازگردم،) می روم و صبر می کنم و سخن آن بزرگوار را می پذیرم و از او اطاعت می کنم.) کتاب عوالم جلد 11، ص 211
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
محكوم نمودن مهاجمان امام صادق(ع) نقل مي فرمايد: وقتي مهاجمان به خانه اميرالمؤمنين علي(ع) يورش آوردند كه در خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهرا(س) پشت درب منزل رفته ،خطاب به عمر كه در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود: قالًت: وَيحَكَّ يا عُمَرُ ما هذِهِ الْجُرأَهُ عَلَي اللهِ وَ عَلَي رَسُولِهِ؟ تُريدُ اَنْ تَقْطَعَ نَسئَلَهُ مِنَ الدنيا وَ تُفنِيَهُ؟ وَ تُطْفِي ءَ نورَاللهِ؟ وَاللهُ مُتِمُّ نورِهِ (واي بر تو اي عمر! اين چه جرأت و جسارتي است كه نسبت به خدا و رسول خدا كرده اي، آيا مي خواهي نسل رسول خدا را نابود كني؟ و از ميان برداري؟آيا مي خواهي نور خدا را خاموش كني؟ خداوند نور خود را حفظ مي كند و تداوم مي بخشد) دفاع از اميرالمؤمنين الف) دفاع و يادآوري فضائل اهل بيت در آن هنگام غم آلود كه علي(ع) را با زور به طرف مسجد مي بردند، فاطمه (س) ميان جمعيت آمد و بين امام و آنها قرار گرفت،و فرمود: قالت: واللهِ لا أدعُكُم تَجُرُّونَ ابنَ عمّي ظُلماً ويلكُمْ ما أَََسرَعَ ما خُنتُم اللهَ وَ رَسولُهُ فينا اهلَ البيتِ وَ قَد أَوصاكُمْ رَسولُ الله(ص) بِاتِّباعِِنا وَ الَّتمَسُّكِ بنا فَقالَ اللهُ تَعالَي «قُل لا أَسئَلُكُم عَليهِ أجراً إِلّا الْمَوَدّهَ في القُربي» (سوگند به خدا ، نمي گذارم پسر عموي مرا ظالمانه به سوي مسجد بكشانيد. واي بر شما چه زود به خدا و رسولش خيانت كرديد . به خانواده او ستم نموديد،با اين كه رسول خدا پيروي از ما و دوستي با ما را به شما سفارش كرده و فرمود كه «در امور زندگي» از اهل بيت(ع) اطاعت نمايد، كه خداوند فرمود: به مردم بگو از شما پاداش رسالت نمي خواهم، جز آن كه با اهل بيت من دوستي نمائيد). ب) تهديد به نفرين كردن امام صادق(ع) نقل مي فرمايد: در آن لحظه كه امام علي(ع) را به سوي مسجد مي كشيدند، و هيچ كس در آن غربت و تنهايي دفاع نمي كرد،حضرت زهرا(س) خود را به امام رساند،و خطاب به عمر فرمود: قالت: اَما وَاللهِ يَابنَ الخطّاب : لَولا أَنِّي اَكرَهُ اَن يُصيبَ البَلاءُ مَنْ لا ذَنبَ لَهُ لَعَلِمتُ أَنّي سَأقسمُ عَلَي اللهِ ثُمَّ أَجدُهُ سَريعَالإجابَهِ (اي پسر خطاب !سوگند به خدا اگر كراهت نداشتم بيگناهان(مدينه) گرفتار بلاي الهي شوند، نفرين مي كردم و آنگاه مي فهميدي كه نفرين من خيلي زود تحقق مي پذيرد. )
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
2.دفاع و افشا گري در برابر مهاجمان به منزل علي(ع) الف)افشا گري توطئه ها در آن هنگام كه عمر با گروهي به منزل علي(ع) يورش آوردند، و با تهديدهاي پياپي نتوانستند دَرِ خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش كشيدند، حضرت زهرا(س) براي دفاع از ولايت و حرمت حريم امامت در برابر ستوني از دود و شعله هاي آتش به پيش رفت و فرمود: قالت: يَابنَ الخطّابِ أَتراكَ مُحَرقاً عَلَيَّ بابي؟ أَجئْتَ لِتُحرقَ دارَنا؟ أَتحرقُ عليّاً وَ وُلدي؟ (اي پسر خطاب ! آيا تو را مي بينيم كه خانه ا را آتش مي زني؟ آيا آمده اي كه خانه ما را بسوزاني؟ آيا تو علي(ع) و فرزندان مرا به آتش مي كشي؟) پاسخ شنيد: (وَاللهِ لَنُخرجنَّكم الي البيعه اَوْ لَنُحرِّقَنَّكم ) سوگند به خدا يا شما را براي بيعت با ابوبكر بيرون مي آورم و يا همه شما را با خانه به آتش مي كشم حضرت زهرا(سلام الله عليها) فرمود: يا عُمَرُ أَما تَتَّقي الله َ تَدخُلُعلي بَيـْتي؟ (اي عمر ! آيا از خدا نمي ترسي كه بي اجازه وارد خانه ام مي شوي؟) ب)شكوه ها با پدر اينجا بود كه حضرت زهرا(س) نگاه به قبر پدر كرد و فرمود: يا ابتاهُ يا رسول اللهِ ماذا لَقينا بَعدَكَ مِنِ ابنِ الخطّابِ وَابنِ أَبي قحافَهَ! يا ابابكر مَا أَسرَعَ ما أَغَرتُم عَلَي أَهلِ بيتِ رَسول اللهِ(ص) ؟وَاللهِ لا أُكَلُّمُ عُمَرَ حتّي ألْقَي الله: (واي اي پدر اي پيامبر خدا! چه مصيبت هايي كه از دست پسر خطاب و پسر أبي قحافه كشيديم! اي ابوبكر،چه زود كينه توزيهاي خود را بر اهل بيت رسول خدا(ص) ظاهر كرديد!! سوگند به خدا از اين لحظه ،تا روزي كه خدا را ملاقات مي كنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم كرد.)
قصد جان علي داشت و زهرا فدا شد ( فرهنگ احادیث فاطمی )
قصد جان علي داشت و زهرا فدا شد دفاع و افشاگري در برابر مهاجمان به منزل امام علي (ع) الف)افشاگري توطئه ها در آن هنگام كه عمر با گروهي به منزل امام علي(ع) يورش آوردند و با تهديدهاي پياپي نتوانستند در خانه را بگشايند، به دستور عمر هيزم آورده و درب منزل را به آتش كشيدند ، حضرت زهرا (س) براي دفاع از ولايت و حرمتِ حريم امامت، در برابر ستوني از دود و شعله هاي آتش به پيش رفت و فرمود : قالَت: يابن الخطّابِ أتُراكَ مُحَرِّقاً عليَّ بابي؟ أَجئْتَ لِتُحرِقَ دارَنَا ؟ أَتُحرِقَ عَليّاً و وُلْدي ؟ (اي پسر خطاب! آيا تو را مي بينم كه خانه ام را آتش مي زني ؟ آيا آمده اي كه خانه ي ما را بسوزاني؟ آيا تو علي(ع) و فرزندان مرا به آتش مي كشي؟ ) پاسخ شنيد : (والله لَنُخْرِجَنَّكُم الي البَيعَه أَو لَنُحَرِّقَنَّكُم ) سوگند به خدا يا شما را براي بيعت با ابوبكر بيرون مي آورم و يا همه شما را با خانه به آتش مي كشم. حضرت زهرا(س) فرمود: يا عُمَرُ اما تَتَّقي اللهَ تَدخُلُ علي بَيتي؟ (اي عمر! آيا از خدا نمي ترسي؟ كه «بي اجازه» وارد خانه ام مي شوي؟ ) ب)شكوه ها به پدر اينجا بود كه حضرت زهرا(س) نگاه به قبر پدر كرد و فرمود : يا اَبَتاهُ يا رَسولَ اللِه ماذا لَقِينا بَعْدَكَ مِنِ ابْنِ الخطّابِ وَابنِ ابي قُحافَه ! يا ابابكر ما اَسْرَعَ ما اَغَرْتُم علي اَهلِ بَيْتِ رَسولِ اللهِ(ص)؟ وَاللهِ لا اُكَلِّمُ عُمَرَ حتي اَلْقَي اللهَ: (واي اي پدر اي پيامبر خدا ! چه مصيبت هايي كه از دست پسر خطاب و پسر ابي قحافه كشيديم! اي ابوبكر،چه زود كينه توزي هاي خود را بر اهل بيت رسول خدا(ص) ظاهر كرديد!! سوگند به خدا از اين لحظه، تا روزي كه خدا را ملاقات مي كنم، هرگز با عمر صحبت نخواهم كرد! ) ج)محكوم نمودن مهاجمان امام صادق(ع) نقل مي فرمايد كه: وقتي مهاجمان به خانه امير المؤمنين علي(ع) يورش آوردند كه در خانه را بشكنند يا بسوزانند و وارد منزل شوند، حضرت زهرا(س) پشت درب منزل رفته ، خطاب به عمر كه در پيشاپيش مهاجمان بود فرمود: قالَت: وَيحَكَّ يا عُمَرُ ماهذه الجُرأَهُ عَلَي اللهِ وَ عَلَي رسولِهِ؟ تُريدُ اَن تَقْطَعَ نَسلَهُ مِنَ الدُّنيا وَ تُفنيَهُ ؟ وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ. (واي بر تو اي عمر! اين چه جرأت و جسارتي است كه نسبت به خدا و رسول خدا كرده اي،آيا مي خواهي نسل رسول خدا را نابود كني؟ و از ميان برداري؟ آيا مي خواهي نور خدا را خاموش كني ؟ خداوند نور خود را حفظ مي كند و تداوم مي بخشد)
فرهنگ احادیث فاطمی ( فرهنگ احادیث فاطمی )
مبارزات سياسي ووصيتهاي سياسي ودفاع از ولايت
1) دفاع در برابر هجوم گستاخانه به منزل امير المؤمنين (ع)
پس از ماجراي سقيفه ،و سرپيچي عده اي از بيعت با ابوبكر،براي آنكه به خيال خودشان مركز تجمع مخالفان را مورد تهديد قرار دهند ،اگر امام علي (ع) براي بيعت به مسجد بيرون نيايد خانه را آتش مي زنيم !!!
حضرت زهرا()عليها السلام در دفاع از امام معصوم در برابر مهاجمان فرمودند:
اَيُّها الضَّالونَ الْمُكَذِّبونَ ماذا تَقُولُونَ؟ وَاَيَّ شيءٍ تُريدُونَ؟
يا عُمَرُ اما تَتََّقي اللهَ؟ تَدْخُلُ علي بَيْتي؟ أَبِحِزْبِكَ الشيطانِ تُخَوِّفُني؟ و كان حزبُ الشيطانِ ضعيفاً
وَيحَكَ ! ما هذِهِ الجُرأةُ علي اللهِ و علي رَسولِهِ؟ تُريدُ اَن تَقْطَعَ نَسْلَهُ مِنْ الدُّنيا وَ تُقنيهُ و تُطفيءَ نُورَالله؟ «وَاللهُ مُتِمُّ نورِهِ » وَانْتِهارُهُ لَها
طُغيانُكَ يا عُمَرُ اَخرَجني، وَالْزَمَكَ الحجه و كلُّ ضالٍّ غويٍّ
أَما وَاللهِ يابنَ الخَطّابِ لَو لا أنّي اكره اَنْ يُصيبَ البلاءُ مَن لا ذنبَ لَهُلَعَلِمتَ أِني سأُقسِمُ علي اللهِ ثُمَّ أَجدُهُ سريع الاجابَه .
يا اَبَتاهُ يا رسولَ الله هكذا كانَ يُفعَلُ بِحبيبتكَ وَابنتِكَ؟
آه يا فضَّهُ أِليكِ فَخُذيني فَقَدْ وَ اللهِ ما في احشاني من حَمْلٍ.
(شما اي گمراهان و دروغگويان! چه مي گوييد و چه مي خواهيد؟
اي عمر! آيا از خدا پروا نداري؟اين گونه مي خواهي وارد خانه من شوي؟
آيا با حزبت كه حزب شيطان است، مرا مي ترساني در حالي كه حزب شيطان ناتوان است!
واي بر تو! اين چه جرأت و جسارتي است كه بر خدا و پيامبر(ص) او داري؟ آيا مي خواهي دودمان پيامبر را نابود كني؟ و نور خدا را خاموش؟ آگاه باش كه خداوند نور خود را فروزان و جاودانه نگه مي دارد.
از شركت و حضور در ميان نامحرمان پرهيز داشتم، اما تهاجم و طغيان تو مرا از خانه بيرون كشيد و حجت را بر تو و ديگرگمراهان تمام كرد.
سوگند بخدا ،چون كراهت دارم بي گناهان دچار بلا و گرفتاري شوند،دست از نفرين بر مي دارم.
اگر چنين نبود،مي دانستي كه سوگند و نفرين من به سرعت تحقق مي يافت و عذاب خدا فرو مي باريد. )
پس از كوبيده شدن بين در و ديوار و به شهادت رسيدن محسن(ع) فرمود:
(اي پدر! اي رسول خدا! بنگر كه با دختر مورد علاقه تو چنين رفتار مي شود:
آه: اي فضه با و مرا درياب. سوگند به خدا، فرزندي كه در شكم داشتم، كشته شد.)
..: آخرين ارسال ها :..

لينك ثابت //***//